نسائى و دفاع حق
نسائى در دفاع از حق ترديدى به خود راه نداده ، و هرگز براى پاداش يا خشنودى منحرفان ، شخصيت دينى و علمى خود را مخدوش نكرده است ، جمال الدين يوسف مزّى شرح حال نگار بزرگ اهل سنت از قول نسائى مىنويسد :
« سرنوشت من در دمشق رقم خورد در آنجا ناآگاهان كينهورز نسبت به على [ عليه السّلام ] فراوان بودند من كتاب خصائص امير المؤمنين على را نگاشتم تا شايد خداوند آنان را بر اثر اين كتاب هدايت كند » « 1 » .
سپس يوسف مزّى مىافزايد :
« در دمشق از نسائى پرسيدند احاديثى در بارهء فضائل معاويه نمىگويى ؟
گفت : در بارهء وى چه بگويم جز اين حديث از پيامبر صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم كه فرموده : خدايا ، هرگز شكمش را سير نكن » « 2 » .
حاكم نيشابورى نيز از قول دارقطنى مىنويسد :
« چون نسائى سرآمد حديثشناسان مصر شد بر او حسادت ورزيدند و وى ناگزير به رمله دمشق رفت از وى در بارهء فضائل معاويه پرسيدند وى چيزى از پيش از خود نبافت ، مردم هم او را به شدت كتك زدند و بر اثر همين كتك با حال نزار از دنيا رفت » « 3 » .
آن گاه خود حاكم نيشابورى ماجراى نسائى را چنين شرح مىدهد :
« ابو عبد الرحمن نسائى در اواخر عمرش از مصر به دمشق رفت در آن جا از او در بارهء معاويه و رواياتى كه در باره فضائل اوست پرسيدند ، وى گفت :
آيا معاويه به آن همه روايتى كه به دروغ در بارهاش ساختهاند تا وى را هم
هامش
( 1 ) تهذيب الكمال : ج 1 ، ص 338 ؛ تهذيب التهذيب : ج 1 ، ص 36 .
( 2 ) همان ؛ تاريخ الاسلام : وفيات ( 301 - 310 ) ، ص 107 ، رقم ترجمه 117 .
( 3 ) تهذيب الكمال : ج 1 ، ص 328 .