حديث نقل مىكنند و بزرگانى همچون منصور فقيه ، طحاوى ، قاسم مطرّز و ابو على در بارهء وى مىگويند : او پيشوايى از پيشوايان مسلمين است » « 1 » .
رجالشناس بزرگ ديگر اهل سنت يعنى ابن حجر عسقلانى نيز با همين اوصاف نسائى را ستوده است « 2 » .
حاكم نيشابورى مؤلف كتاب ارجمند مستدرك در بارهء نسائى مىگويد :
« از ابو على حديثشناس بزرگ همواره شنيدم ، چهار نفر را به عنوان پيشوايان مسلمين ياد مىكرد و در رأس آنان نسائى را قرار مىداد .
همو از قول ابو الحسين بن مظفر مىگويد : از اساتيدم در مصر شنيدم كه بر پيشگامى و پيشوايى نسائى اذعان داشتند و از تلاش بىوقفهء وى در عبادت شبانه روز ، مواظبت بر حج و جهاد ، احياى سنت و دورى از همنشينى با سلاطين ، ياد مىكردند و آنها را شيوهء هميشگى وى مىشمردند تا آن كه در دمشق به دست خوارج ( يعنى پيروان معاويه همان گونه كه به زودى خواهيد ديد ) به شهادت رسيد » « 3 » .
دارقطنى حديثشناس معروف اهل سنت و مؤلف كتاب سنن دارقطنى ( كه برخى آن را يكى از كتابهاى ششگانه حديثى اهل سنت مىشناسند ) در بارهء نسائى مىگويد :
« ابو عبد الرحمن نسائى در روزگار خود در مصر از همهء اساتيد آگاهتر و در شناخت احاديث سره از ناسره و دانش رجال سرآمد همگان بود .
ابو عبد الرحمن سلمى از قول او مىگويد : من هيچ كس را بر نسائى مقدم نمىدارم و هيچ كس را در ورع همانند او نمىشناسم » « 4 » .
هامش
( 1 ) تهذيب الكمال : ج 1 ، ص 329 ، رقم ترجمه 48 .
( 2 ) تهذيب التهذيب : ج 1 ، ص 34 - 36 ، رقم ترجمه 52 .
( 3 ) تهذيب الكمال : ج 1 ، ص 333 ؛ تهذيب التهذيب : ج 1 ، ص 35 .
( 4 ) تهذيب الكمال : ج 1 ، ص 334 .