ملتفت اقاريرم نبودم . محكمه هم پذيرفته ؛ ان الله يحب المحسنين آخآخ .
ناهار كوفتهبرنجى خورده بلافاصله كوچه غريبان رفته ، آقاى بينش بود .
نظامنامه كميسيونهاى انتخابيه را نوشت ، چايى خورديم بعد بيرون رفته با آقا ميرزا ابراهيم خان صحبت نموده گفت ميرزا محمود نامى است قهوهچى نزديك باغ فردوس از جزو فرقه . كاشانى به او نوشته بود كه بايد تشكيلات را شروع نمائى و سايرين كه در طهران بعضى هستند طرفدار مهاجرين فلان فلان شده مىباشند و به جهت خاطر آنها نمىخواهند تشكيلات شروع شود . آنها يعنى مهاجرين بد مردمانى هستند . بنده گفتم هرقسم شده آن كاغذ را به دست بياوريد .
بعد رفتم منزل افجهاى . پرويز و مجله آنجا بودند . ترتيب امور فرقه را داده بلند شديم . اول مغرب به خانه آقا ميرزا ابراهيم خان آمده قريب شصت نفر سر حلقهها و غيره بود . صحبت تكذيب كميسيون تفتيش در روزنامه شد ، همه تصديق نمودند .
صورتى نوشته و مهر نمودند كه در جريده نوشته شود . بعد ساعت پنج و نيم از شب رفته آمدم خانه . ناهار كوفتهبرنجى بقيه ناهار را خورده خوابيدم .
پايان دفتر اول « 1 »
[ خاطرات ماه جمادى الأولى / 1336 بهمن 1296 ]
تشكيل ملى « 2 » نمره 1 « 3 »
از اولاد و خواهندگان استقلال ايران كه اختلاف احزابى و غيره را امروزه مضر به حفظ وطن مىدانند و مطابق رساله صلاح امروزه موقتا تشكيل ملى را يگانه
هامش
( 1 ) . متأسفانه دفترهاى دوم تا يازدهم يادداشتهاى روزانه سيد محمد كمرهاى كه فاصله 27 رجب 1335 تا 7 جمادى الاول 1336 را دربرمىگيرد مفقود شده و در دست نيست .
( 2 ) . دفتر دوازدهم . تاريخچه از هفتم شهر جمادى الاول تا 29 جمادى الاول 1336 .
( 3 ) . سيد محمد كمرهاى در اين ايام تنها راه نجات كشور را دورى از دستهبندىهاى حزبى و روى آوردن همگان به ايجاد جبههاى ملى يا به قول خودش تشكيل ملى مىدانست ، لذا ضمن مخالفت جدى با تشكيل دوبارهء حزب دمكرات ، اين ايدهء خود را دنبال مىكرد ؛ ايدهاى كه هيچوقت موفق به عملى كردن آن نشد . آنچه در اينجا آمده اعلاميهء شمارهء يك تشكيل ملى كمرهاى است كه در آن از افراد مختلف درخواست عضويت و ثبتنام كرده است .