تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
خان شنيديد كه كمك مشار الملك مىكرد ؟ گفتم منزل خلخالى بود و آقا ميرزا گفت كه مشار الملك عيب دارد اما آدم فعالى است و براى ماليه خوب وزيريست . بعد مسجد جامع رفته به قدر ساعتى ترحيم نشسته ، آقا سيد فاضل كاشى آنجا بود . قدرى صحبت « 1 » و بدى نظام السلطنه و گرانى حاليه عربستان و فوت حاج شيخ اسماعيل رشتى را نموده ، آقا ميرزا طاهر هم آنجا تشريف آورده بودند . بعد از احوال‌پرسى قرار شد هفته آتيه خبر داده يك روز بيايند منزل ما . ده تومان هم بابت همشيره به او دادم . نيم به غروب به اتفاق عين الممالك به قصد عيادت آقا ميرزا غفار خان نظميه قم كه مبتلا به مرض حصبه و حبس مزاج شده بود رفتيم . در بين خيابان لاله‌زار حبيب المجاهدين را ديده ، گفت معاون نظميه اخطار به قاضى كرده كه كفيل خودت را معين نما و مرخص شو . حالا مژده اين خبر را شما كه آن محل مىرويد به او بدهيد .

كفالت قاضى ارداقى

بعد منزل احياء السلطنه رفته از حالات ميرزا غفار خان پرسيده ، گفت حكيم اعظم دكتر على خان معالج او بود و عجالتا حالت اغماء دارد . گفتم پس از قول من احوال‌پرسى نمائيد . بعد پيغامى را كه به صاحب‌اختيار داده بودم به او اجمالا گفتم ، اظهار تشكر نموده با عين الممالك بيرون آمده و پياده تا خانه قاضى آمديم . اظهار داشت كه اخطار نظميه به ما رسيده ليكن درصدد كفيل بوديم كه ظهر شده ، موقع نظميه گذشته بود . حالا ميرزا عبد الحسين خان شفاء الملك درصدد تهيه كفيل است . گفتم اگر كفيل پيدا نشد ، بنده حاضرم و اگر شد بهتر . بعد بيرون آمده ساعت دو به‌سمت خانه آمديم . عين الممالك به منزل . من هم به خانه . شام آبگوشت گوجه‌فرنگى با جمال و احمد و بتول خورده ، ننه اسماعيل عصر شام خودش را خورده بود . خوابيدم .

اخبار امروز

از اخبار امروز آنكه انگليسىها باغ بيرون مخبر الدوله را به جهت مسافرين
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .