معتمد الدوله [ به ] تشييعجنازه نير الدوله و خواهرش كه با اتومبيل به خراسان مىبردند رفته بودند . ساعت دو بيرون آمده در توپخانه سوار واگون ، با آقا ميرزا سيد محمد طباطبايى همدانى باهم صحبتكنان تفصيل انجمن مهاجرين را بيان نمود . بعد پياده شده به خانه آمدم . شام چلو و خورشت كدو خورده ، خوابيدم .
[ امور روزانه ]
چهارشنبه 12 رجب . - صبح بعد از چايى به منزل حاج امين التجار رفته ، عنوان صرفنظر از خانه استيجارى او را نموده اظهار داشت علاوه بر اينكه بدوا به آنها گفتم كه اگر شماها نشستهايد و مىخواهيد من اجاره نكنم . گفتند خير نمىخواهيم و اينكه بعد از اجاره هم يك ماه و نيم است مرا سرگرداندهاند و عجالتا به من ضرر زدهاند كه از آن خانه كه نشسته بودم به اينجاى عاريه افتادهام . چون من آنجا را رهن نموده بعد خيال خريد را دارم ، ممكن نمىشود صرفنظر نمايم .
روز دزدى ، عصر عياشى ؛ شب كنفرانس در مذمت دزدى
بعد صحبت نمود كه در جميع ايران ده نفر آدم نيست كه با آنها بتوان كار نمود ، تمام صاحب نفع شخصى ، تمام روز در ادارات مشغول دزدى ، عصرها در خيابان مشغول عياشى و لاس زدن و شبها كنفرانس و ميتينگ كه دزدى بد است ، ادارات مغشوش است و . . . « 1 » عقيده حاج امين اين بود كه بايد به دست غير اداره شويم ، خودمان ابدا قابل اداره نمودن نيستيم . اما به دست دول غير همجوار ايران هم ممكن نيست خوراك غير شود .
بعد از ساعتى بيرون آمده خانه آمدم ؛ مشغول تحرير . از طرف آقا شيخ حسن خان و مشهدى مرتضى ، آدم آمد و پنجاه من آرد كه احتمال زيادى براى خوراك خودمان تا سر خرمن مىرفت به مبلغ شصت و پنج تومان خريده حمل نمودند . بعد ناهار چلو و خورشت كدو كه بقيه ديشب را داشته ، براى اسماعيل هم علاحده و الك پلو پخته ، احمد به مريضخانه برده ، ناهار خورديم . چايى هم متصل به ناهار حاضر بود .
بعد بيرون آمده در گلوبندك با عدل الملك ملاقات ، تعيين حكومت بروجرد را پرسيدم . گفت هنوز معين نشده . بعد صحبتكنان تا دم حمام نمره ؛ او با
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل .