* تأكيد شهاب السلطنه در رسيدن ارزاق به كردستان
شهاب السلطنه حاكم كردستان براى رفع كمبود ارزاق ، از حكومت كرمانشاهان درخواست كرد به دليل نبود مال و مكارى در كردستان تعدادى در اختيار قرار دهند تا كالاهاى مربوطه از سنقر به كردستان حمل شود و موقعيت ارزاق در اين ناحيه به حالت عادى بازگردد . 6
* ادامه تعرضات اتباع كريم بلوچ
تعديها و دستاندازيهاى اتباع كريم بلوچ در مناطق مرزى سرخس آن هم از داخل خاك روسيه همچنان ادامه دارد . « با وجود وعدههاى سفارت روس در تسليم كريم و زبردست خان به مأمورين دولت ايران در لطفآباد هنوز اثرى ظاهر نشده و از اقدامات اتباع آنها هم جلوگيرى نمىكنند . » 7
* لغو ماليات گوشخرى 8
وزارت ماليه در نامهاى به اداره ماليه فارس نوشت كه ماليات گوشخرى كه در شولستانات ممسنى 9 مرسوم و به عنوان نوعى ماليات غيرقانونى گرفته مىشود ملغى شده و به هيچ اسم و رسمى به عنوان حق العبور نبايد چيزى دريافت شود .
« هرگاه كدخدايان يا افراد متفرقه مرتكب اين امر شوند توسط ايالت مورد مؤاخذه و تعقيب خواهند بود . » 10
* تخصيص بودجه براى بروجرد
هيأت دولت در جلسه امروز خود به پيشنهاد وزارت داخله و تقاضاى ايالت بروجرد و لرستان پرداخت مبلغ يك هزار تومان را بابت خلعتها و انعامهايى كه به رؤساى الوار داده خواهد شد تصويب كرد . همچنين نظر به ضرورت تعمير برجهاى اطراف شهر بروجرد براى حفاظت شهر از تهاجم اشرار و الوار به پيشنهاد ايالت بروجرد و لرستان مبلغ پانصد تومان از محل اعتبار مصوبه مجلس شوراى ملى براى ساختمان و تعمير برجهاى دور شهر به آن ايالت اختصاص داده شد . اين مبلغ با نظارت اداره ماليه به مصرف مىرسد . 11
* نامه خشاب به رئيس الوزراء
« خشاب » مفتش سابق بانك استقراضى ايران امروز در نامهاى به مشير الدوله رئيس الوزراء نوشت كه در پى ضبط بانك استقراضى ايران در تاريخ 2 مارس 1921 / 11 اسفند 1299 ، انتقال بانك صورتى رسمى نداشت تا اينكه ممتاز الملك اين كار را انجام داد و « حاليه تمام مراسم تحويل به عمل آمده و فقط امضاى تحويل نامه [ مانده ] و همچنين حقوق اعضايى كه متصدى امور سابق بوده » پرداخت نشده است . اين بدهى در شعب تهران ، مشهد ، تبريز و رشت و انزلى در مجموع بيست و هشت هزار و سيصد و پانزده تومان و يكهزار و هشتصد و پنجاه دينار است . خشاب يادآورى كرد كه ديركرد در پرداخت حقوق شامل بدهى مابعد نيز خواهد شد . « بديهى است كه اين تأخير سبب خسارت دولت عليه و معطلى اعضا و عدم تصفيه عمل بانك خواهد شد . » 12
هامش
( 1 ) . شيخ العراقينزاده يا محمد رضا تجدد فرزند حاج شيخ على شيخ العراقينزاده مازندرانى در 1267 ش در كربلا زاده شد . پدرش روحانى بود و او نيز تحصيلاتش را در رشته علوم قديم و ادبيات عرب و ادبيات فارسى تا حدود مدرسى در حوزه علميه كربلا و نجف گذراند .
سپس در 1298 ش به اتفاق برادرش زين العابدين رهنما ( ناشر روزنامه ايران ) به ايران بازگشت و به محافل سياسى راه پيدا كرد .
با شروع به كار مجلس چهارم در تيرماه 1300 ، وى از طرف مردم سارى به مجلس شوراى ملى راه يافت . در اواسط سال 1301 ش كه حزب راديكال توسط على اكبر داور تأسيس گرديد ، شيخ العراقينزاده از جمله اعضاى مؤسس آن بود . وى در دوره بعدى مجلس نيز از همان حوزه انتخابيه به مجلس شوراى ملى راه يافت و همزمان با افتتاح مجلس پنجم در 1302 ش ، با كسب امتياز انتشار روزنامه تجدد ، به نشر اولين شماره آن در 23 اسفند 1302 مبادرت ورزيد . اين روزنامه ارگان فرقه دموكرات مستقل ايران بود و اعضاى هيأت تحريريه آن همگى از نمايندگان مجلس شوراى ملى بودند . وى از اين زمان به بعد به نام « تجدد » معروف شد .
محمد رضا تجدد در دوره پنجم مجلس از جمله نمايندگانى بود كه براى خلع قاجاريه از سلطنت و واگذارى حكومت موقت به رضا خان تلاش بسيار كرد ؛ از جمله ، در دومين شماره روزنامه خود ، قطعنامهاى مشتمل بر چهارده ماده مبنى بر : 1 - خلع احمد ميرزا از سلطنت ؛ 2 - تغيير قانون اساسى از طرف مجلس شوراى ملى ؛ 3 و 4 - اجراى مفاد قطعنامه توسط حكام و وكلاى مجلس منتشر نمود . برنامه جمهورى بلافاصله مخالفت سيد حسن مدرس و جمعى ديگر از روحانيون را برانگيخت ؛ لذا براى مدتى تغيير حكومت از سلطنت به جمهورى منتفى شد . اما چندى بعد در 24 آذر 1304 ، با تصويب مجلس مؤسسان سلطنت ايران به رضا خان پهلوى واگذار گرديد . در اين زمان تجدد نمايندگى مردم لار در مجلس مؤسسان را برعهده داشت .
محمد رضا تجدد پس از خلع احمد شاه و تفويض سلطنت به رضا خان ، روزنامهنگارى را كنار نهاده ، در 1306 ش به دعوت على اكبر داور به وزارت عدليه رفت و با رتبه 9 قضايى ، مشاغل مختلفى همچون رياست استيناف كرمان ، رياست دادگسترى خراسان و مستشارى ديوان عالى كشور را عهدهدار گرديد .
در 1314 ش به دليل سوءظن رضا شاه به برخى از رجال كشور و از جمله محمد رضا تجدد ، وى مدتى زندانى و سپس با وساطت مخبر السلطنه هدايت آزاد و به عراق تبعيد شد .
پس از شهريور 1320 ، او به ايران بازگشت و با حضور در كابينه محمد على فروغى با سمت معاونت وزارت فرهنگ ، فعاليت سياسى خود را از سر گرفت . سپس با شروع انتخابات دوره چهاردهم براى سومين بار از حوزه انتخابيه سارى به مجلس رفت . تجدد پس از پايان اين دوره ، به دادگسترى بازگشت و مدتى معاونت وزارت دادگسترى و پس از آن سرپرستى ديوان عالى كشور را برعهده داشت و چندى بعد هم بازنشسته شد .
او در 21 اسفند 1352 در تهران و در سن 85 سالگى درگذشت . ( عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 492 - 491 ؛ فهرست اسامى مشخصات نمايندگان 24 . . . ، ص 44 ؛ دايره المعارف تشيع ، ج 4 ، صص 112 - 111 ) .
( 2 ) . روزنامه ايران ، شم 1126 ؛ مدرس در پنج دوره تقنينيه ، صص 282 - 279 .
( 3 ) . روزنامه ايران ، شم 1125 ، ص 1 .
( 4 ) . روزنامه اتحاد ، شم 154 ، ص 1 .
( 5 ) . روزنامه اقدام ، شم 30 ، ص 2 .
( 6 ) . روزنامه ايران ، شم 1125 ، ص 2 .
( 7 ) . همانجا .
( 8 ) . مالياتى بود كه از هر كشاورز 3 شاهى براى هر رأس خر مىگرفتند و در عوض گوش خر را داغ مىكردند .
( 9 ) . شولستانات يا شولستان بلوكى از توابع شاپور كازرون در فارس كه پس از استيلاى طايفهء « شول » بر اين ناحيه بدان نام مشهور گرديد . طايفه شول يكى از طوايف قديمى ايران بود كه ابتدا در لرستان زندگى مىكردند و بر نيمى از آن منطقه حكومت داشتند . برخى از مورخين آنها را با طايفه شبانكاره يكى دانستهاند . آنان مردمى كمابيش صحرانشين بودند كه به سبب زندگى در كنار شاهراه همواره مورد هجوم ديگران قرار مىگرفتند . در حدود اوايل قرن دوازدهم قمرى شولستان تحت اشغال طوايف ممسنى درآمده از آن پس اين ناحيه به ممسنى معروف شد . مركز آن نويندجان بود و از آثار جالب توجه آن قلعه سفيد است ، كه بر قلهء تقريبا غيرقابل دسترس كوهى بنا شده است .
هماكنون از شولستان تنها نامى در برخى اعلام باقى مانده ، كه از آن جمله مىتوان دره شولى ( دره شورى ) و آبادى شول ( نزديك دالكى ) را نام برد .
( دايره المعارف فارسى ، ج 2 ، ص 1507 ) .
( 10 ) . روزنامه ايران ، شم 1125 ، ص 2 .
( 11 ) . روزنامه اتحاد ، شم 158 ، ص 3 .
( 12 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 108 - 2 - 38 - 1301 .