* اقدامات سوء يك كميسر در تركمنصحرا
محمد حسين خان آيرم 8 رئيس قشون استرآباد و مازندران خبر از جولان يك كميسر داد كه « از حسنقلى وارد صحرا و با اشرار صحرايى مذاكرات و بند و بستهايى كرده تا چهار هزار تومان به آنها براى انجام امرى وعده پرداخته است . » وى در ادامه مىنويسد كه دستور دادهام همه افرادى كه بدون اجازه از مرز وارد صحرا مىشوند اگر صاحبمنصب هم باشند دستگير و تحت الحفظ به استرآباد اعزام شوند . اين تصميم به رضا خان وزير جنگ منعكس شد و او آن را تصويب نمود . 9
* مبارزه با دزدان دريايى ، بدون كشتى
بنابر گزارش رئيس قشون استرآباد و مازندران اقداماتى كه در مبارزه با دزدان دريايى صورت گرفته مؤثر بوده است ؛ اما اينك كشتىاى كه با رفتوآمد خود موجب جلوگيرى از شرارتهاى دزدان دريايى شده بود ، از كار افتاده است . او درخواست كرد تا تركمنها متوجه نشدهاند خوب است كشتى ليانازوفها به بندر جز بيايد و اين كشتى خراب هم براى تعمير به انزلى برود تا خللى در امر مبارزه با دزدان دريايى پيش نيايد . 10
* اطاعت گرگانروديها از دولت
تعدادى از اهالى گرگانرود در تلگرامى كه به رضا خان وزير جنگ فرستادند خود را مطيع ، دولتخواه و تابع دانستند و از اعمال سردار امجد و طرفدارانش در طالش برائت جستند . « به آواز بلند فرياد مىزديم كه اهالى طالش خاصه گرگانرود مطيع اوامر دولت مطبوعه خود بوده يگانه وزير جنگ را كه امروز حيات مملكت و ملت را تجديد و تأييد مىنمايد ، مىپرستيم . » آنها در اين تلگرام شايعاتى را كه درباره گرگانروديها وجود دارد تكذيب كردند . 11
* درخواست اعطاى نشان به كارمندان عالىرتبه بهداشت
امروز براى « دكتر غلامحسين خان عضو مجلس حفظ الصحه دولتى و رئيس كل قرانطيه سواحل بحر خزر » و دكتر يوسف خان عليم السلطنه رئيس دفتر مجلس حفظ الصحه دولتى ، به ترتيب يك قطعه نشان شير و خورشيد از درجه اول با حمايل و اعطاى نشان شير و خورشيد از درجه دوم با حمايل پيشنهاد شد . پيشنهاددهنده وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه بود . 12
* گشايش عدليه بروجرد
امروز عدليه بروجرد بازگشايى شد . در اين مراسم رؤساى دواير دولتى شركت داشتند . گزارش ديگر حاكى است كه با وجود بارندگى مناسب در بروجرد ، نبود پول و نقدينگى راه معاملات را بسته است . مردم بىاندازه در مضيقه هستند و عايدات ادارات دولتى به يك سوم و گاه تا يك چهارم تقليل پيدا كرده است . 13
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1271 ، ص 1 .
( 2 ) . همانجا .
( 3 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 1 / 103 - 5 - 33 - 1301 ؛ همان ، 62 - 5 - 33 - 1301 .
( 4 ) . در نامهاى ديگر از وزارت امور خارجه به كابينه رياست وزراء « قراتاش » نوشته شده است ( اسناد وزارت امور خارجه ، 48 - 1 - 2 - 1301 ) .
( 5 ) . همان ، ص 46 - 1 - 2 - 1301 .
( 6 ) . همان ، 4 و 3 - 44 - 32 - 1301 .
( 7 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، س 1301 ، شم سند 3721 و 3722 .
( 8 ) . محمد حسين آيرم از رجال سياسى و نظامى دوره رضا شاه در 1299 ق / 1261 ش در تهران متولد شد . او تحصيلات خود را در تهران ، قفقاز و روسيه دنبال كرد . آنگاه در سن 19 سالگى به رسته پياده قزاق وارد شد . وى يك سال نيز در ارتش تزارى ، بهعنوان افسر خدمت كرد . با تكميل دوره آموزشى خود در مؤسسات نظامى روسيه ، پس از ده سال خدمت به درجه سرهنگى رسيد . سپس آجودان كلنل لياخوف روسى شده ، در 1294 ش به مقام رياست ستاد نيروى قزاق نشست . آيرم در 1300 ش با درجه سرهنگى به فرماندهى تيپ مستقل شمال رسيد . در اين مدت براى جلب رضايت رضا خان ، به مردم رشت سخت اجحاف كرد .
وى سپس به رياست قشون استرآباد و مازندران منصوب شد . ليكن به دنبال تجاوزات و راهزنىهاى تركمانان و قتل و غارت مردم در استرآباد موقعيت وى به خطر افتاد ؛ در 1304 ش معزول و به پايتخت فراخوانده شد ؛ چندى بعد به رياست قشون آذربايجان منصوب گرديد كه رياست املاك سلطنتى را هم برعهده داشت و زمينهاى مرغوب را براى شاه مصادره مىكرد . اعمال خلاف عفت عمومى آيرم و خبر شراب خوردن وى با روسپيان ، اعتراض مردم و آيت اللّه انگجى تبريزى را برانگيخت و سپهبد امير احمدى او را به امر رضا خان ، تحت الحفظ به پايتخت آورد .
پس از اين غائله آيرم تنزل مقام يافت و به گروه افسران احتياط پيوست ؛ مدتى نيز بىكار بود ، اما بعد از طرف شاه به رياست دژبانى مركز منصوب شد . وى در فاصله 1306 ش تا 1308 ش ، رياست بازرسى ارتش و رياست بازرسى پليس را عهدهدار شد و در 1310 ش به رياست شهربانى دست يافت كه در اين سمت ، تيمور تاش ، داور ، سردار اسعد و بسيارى از رجال قدرتمند را به زندان ، تبعيد و كام مرگ فرستاد . آيرم در 1309 ش به آلمان رفت و با سازمانهايى مانند گشتاپو آشنا شد ؛ در سال 1312 ش پليس سياسى را در ايران راه انداخت ؛ در همين سال به درجه سرلشكرى رسيد و با خريد ما يحتاج نظميه وارد معاملات سودآورى براى خود شد و به عوايد سرشارى از املاك تصاحبى در شمال دست يافت ؛ در 1314 ش كه احتمال داد به سرانجام تيمور تاش يا داور گرفتار شود به بهانه درمان بيمارىاش از كشور خارج شد . تلاش رضا شاه براى بازگرداندن او هم سودى نبخشيد . وى در آلمان لژيون ايرانى را تأسيس كرد و در 1319 ش با شعار حكومت ايران آزاد ، ستادى در آلمان و فرانسه تشكيل داد ؛ پس از مدتى از طرف آلمانيها به اتهام قاچاق به زندان افتاد كه با مداخله سوئيسىها آزاد شد . چندى هم در بند زندان امريكايىها گرفتار گرديد . وى پس از آزادى در اميرنشين ليختن اشتاين بسر برد تا اينكه در 1327 ش درگذشت . ( آزاد ، « سرتيپ آيرم ، رئيس شهربانى » ، خاطرات وحيد ، ص 40 ؛ بهار ، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ج 2 ، صفحات متعدد ) .
( 9 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، س 1301 ، سند شم 3725 و 3726 .
( 10 ) . همان ، سند شم 3720 .
( 11 ) . همان ، پ 19 ، صص 38 تا 40 . گرگانرود ناحيهاى است كوهستانى كه در بخش مركزى شهرستان طالش از توابع استان گيلان قرار دارد . اين دهستان از شمال به آستارا و درياى خزر ، از شرق به درياى خزر ، از جنوب به ييلاقات اردبيل و از غرب به اسالم و محلات اردبيل منتهى مىشود . همچنين داراى 98 آبادى است . ( لغتنامه دهخدا ، ج 11 ، ص 16837 ؛ كتاب گيلان ، ج 1 ، صص 45 - 44 ) .
( 12 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 6 ، صص 53 و 54 ؛ در اسناد آمده است كه در تاريخ 18 دى با اعطاى نشان و حمايل به دكتر غلامحسين خان موافقت شده است . ( همان ، پ 6 ، ص 55 ) .
( 13 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 98 ، ص 2 .