تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
خيلى زودتر از آنچه تصور مىرفت ، چهره واقعى خود را نشان داد و در اولين مقاومت مجلس در مقابل رئيس دولت ، حائرىزاده نيز كم‌كم از وى روى برگردانيد و مشغول اجراى سياستهاى خاص خود شد . چندى بعد قوام السلطنه جاى خود را به حكيم الملك داد و حكيم الملك نيز كابينه را به هژير سپرد و هژير هم تحويل ساعد داد . حائرىزاده در حكومت اين افراد در نقش يك اقليت تندرو قرار گرفت و با چند تن ديگر از وكلا به استيضاح و ساقط كردن دولتها پرداختند . در انتخابات دوره شانزدهم چند تن از افراد جبهه ملى از تهران به مجلس راه يافتند كه از جمله آنها حائرىزاده عضو اين جبهه بود . در همين دوره با مساعى اقليت 7 نفرى جبهه ملى ، انديشه ملى شدن صنعت نفت قوت گرفت . حائرىزاده در دوره بعد هم وكيل تهران شد و در جريان ملى شدن صنعت نفت بسيار كوشيد . ابتدا موافق دكتر مصدق بود و همراه او در تحصن دربار شركت كرد . اما در اين دوره جبهه ملى از هم پاشيد و حائرىزاده نيز در صف مخالفان قرار گرفته ، با دولت مصدق كه خود در به قدرت رسيدن آن نقش داشت درآويخت . او علاقه‌مند بود كه با عنوان سفير فوق العاده و سيّار به كشورهاى اروپايى برود ولى دولت به خواسته او اعتنا نكرد و او هم در صف مخالفين جدى قرار گرفت . بعد از انحلال دوره هفدهم ، حائرىزاده تحت تعقيب قرار گرفت كه سرانجام كودتاى 28 مرداد 1332 او را نجات داد و مورد توجه سپهبد فضل اللّه زاهدى قرار گرفت و به سفارت سيّار اعزام شد . در انتخابات دوره هجدهم وكيل اول تهران گرديد . ولى به علت خوى مخالفتى كه با همه دولتها داشت با زاهدى نيز نساخت و به صف مخالفين او پيوست . حائرىزاده تا پايان دوره هجدهم در مجلس بود ؛ و بعد از آن ديگر نتوانست كارى انجام دهد و با حقوق بازنشستگى و رتبه يازده قضايى امرار معاش مىكرد . در طول حيات سياسى خود ، مدتى زندانى بود و زمانى نيز در تبعيد به سر برد . مرگ او در سن 84 سالگى و در 1351 ش در تهران روى داد . ( رائين ، اسناد خانه سدان ، ص 95 ؛ عاقلى ، خاطرات يك نخست‌وزير ، صص 430 - 429 ؛ همو ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 567 - 565 ؛ مدرسى ، مدرس ، ج 2 ، ص 190 ) .
هامش
( 3 ) . روزنامه اتحاد ، شم 217 ، صص 1 و 2 . ( 4 ) . روزنامه اقدام ، شم 62 ، ص 2 . ( 5 ) . اسحق خان مفخم الدوله مشهور به پرنس اسحق خان مفخم الدوله كه بعدها شهرت مفخم گرفت ، پسر ميرزا عبد الغنى در دى 1239 در تبريز زاده شد . در مدرسه نظامى آنجا تحصيلاتش را به پايان رسانيد . چندى به اروپا رفت و در علوم سياسى ليسانس گرفت . [ تصوير ] مفخم الدوله پس از مراجعت به ايران در وزارت امور خارجه مشغول كار شد . مدتى آتاشه ( وابسته ) سفارت ايران در روسيه بود . چند سالى هم در خاك عثمانى ( تركيه ) خدمت كرد . آنگاه ژنرال قنسول ايران در مصر شد كه در طول شش سال خدمت در آن كشور ثروت قابل توجهى اندوخت . زمانى كه مأموريتش در مصر به پايان رسيد به تهران آمده ، در سايه تقديم هدايايى ژنرال آجوادان شاه و رئيس دفتر ميرزا على اصغر خان امين السلطان شد . همچنين لقب مفخم الدوله گرفت . پرنس مفخم الدوله در سفر اول مظفر الدين شاه به اروپا كه از ملازمان بود ، به وزير مختارى ايران در واشنگتن منصوب گرديد ، كه همزمان با آن در كشورهاى مكزيك ، برزيل و آرژانتين هم وزير مختار بود . در اوايل نهضت مشروطيت وزير مختار ايران در روسيه شد . وزير مختارى ايران در ايتاليا ، روسيه ( بار دوم ) ، اطريش ، سوئد ، نروژ ، انگلستان و بار ديگر ايتاليا ديگر مشاغل اوست . وى در 1301 ش به سفارت كبراى ايران در تركيه رفت كه بعد از دو سال جايش را به سيد محمد صادق طباطبايى سپرد . مفخم الدوله دختر بيوه ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله را به زنى داشته ، از پشتيبانى برادران همسرش ، ميرزا حسين خان مشير الدوله و ميرزا حسن خان مؤتمن الملك ، تا زمانى كه مصدر كار بودند ، برخوردار بوده است . او در 24 مرداد 1318 در لوزان درگذشت ؛ جنازه‌اش براى دفن به ايران منتقل و در تهران به خاك سپرده شد . ( بامداد ، شرح حال رجال ايران ، ج 1 ، صص 108 تا 110 ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 3 ، صص 1513 تا 1515 ؛ علوى ، رجال عصر مشروطيت ، صص 111 و 112 ) . ( 6 ) . روزنامه اقدام ، شم 62 ، ص 2 . ( 7 ) . روزنامه ايران ، شم 1190 ، ص 2 . ( 8 ) . همان‌جا . ( 9 ) . همان ، ص 3 . ( 10 ) .FO E 10847 / 285 / 34 .( 11 ) . روزنامه ايران ، شم 1190 ، ص 3 . ( 12 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 57 ، ص 2 . ( 13 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 69 . برخى منابع رسمى اعزام نيرو براى سركوب ايل چهارراهى ( طايفه‌اى از ايلات ممسنى فارس ) را 12 مرداد ذكر كرده‌اند كه اشتباه است . 12 مرداد روز ارسال گزارش است . ( ر . ك : 35 / 1301 ، ص 22 ) . ( 14 ) . همان ، پ 5 ، ص 68 .
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 267 | حسن فراهانى