جمعه 9 تير 1301 / 30 ژوئن 1922 / 4 ذىقعده 1340
* اقدام به تأسيس مدارس رنگرزى
وزارت فوايد عامه به دنبال تأسيس مدارس رنگرزى در ايالات و ولايات و تعليم معلمان براى تدريس در آن مدارس لايحهاى در هيأت دولت تنظيم كرد تا براى تصويب به مجلس شوراى ملى بدهد . در اين لايحه آمده بود كه مبلغ 29 هزار تومان براى بودجه مدارس رنگرزى تبريز ، مشهد ، كرمان ، عراق ( اراك ) و كاشان به ضميمه 750 تومان خرج مسافرت معلمين و هفت هزار تومان براى تهيه اسباب مدارس ، در نظر گرفته شده است . 1
* تأكيد بر دريافت وجوه صدى يك
وزارت ماليه در بخشنامهاى به مسئولان ادارات ماليه در سراسر كشور اعلام كرد كه در پى دستورات گذشته تأكيد مىشود « بدون هيچ عذرى وجوه صد يك بايد در آخر هر برج به مركز ارسال شود و آنچه از اين بابت از ابتداى برقرارى تاكنون باقى است اگر تا آخر سرطان ( تير ) نرسد مسئول خواهيد بود . » 2
* جمعيت تخمينى شهرهاى گيلان
به دنبال درخواست وزارت داخله از حكمران برخى ايالات در مورد تعداد نفوس نواحىاى كه داراى بازار و آبادى هستند ، حكمران گيلان گزارش داد كه رودسر 2000 نفر ، سياهكل و ديلمان 5000 نفر ، لشت نشا 5000 نفر ، خشكبار 2000 نفر ، كوچصفهان 3000 نفر ، خمام 1500 نفر ، كسكر 4000 نفر ، شفت 5000 نفر ، تولم 2000 نفر ، فومنات 15000 نفر ، بازار سنگر 5000 نفر ، كيسم 1500 نفر ، بازار دهشال 1000 نفر ، بازار آستانه 1000 نفر جمعيت دارد . 3
* عتاب سليمان ميرزا ميكده نسبت به رضا خان
در پى خودكشى پسر سليمانميرزا ( ر . ك : 6 تير ) امروز مجلس ترحيم او برپا شد . در اين مجلس مسئولان لشكرى و كشورى هم حاضر بودند . « سردارسپه وارد آن مجلس مىشود .
ميرزا سليمان خان به محض آنكه چشمش به سردارسپه مىافتد ناگهان نسبت به او تندى و فرياد مىكشد اين است وضع قشون ؟ فساد اخلاق سرتاسر قزاقخانه را گرفته است . » 4
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1167 ، ص 1 .
( 2 ) . همانجا .
( 3 ) . همان ، ص 2 .
( 4 ) . مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ، ج 2 ؛ شهريار در مرثيه حبيب قطعهاى ساخت كه چنين است :واحسرتا به مرگ حبيبى ، كه روزگار * چون او گلى نداشت ، اگر صد بهار كرد
آه از سموم دى ، كه چنان سرو سرفراز * از پا فكند و چشم مرا ، چشمهسار كرد
تا تير دشمنان عفافش ، خورد به سنگ * سنگر به پشت سنگ لحد استوار كرد
گر سيل خون ز ديدهء دشمن رود ، رواست * كين دوستدار فضل و هنر ، انتحار كرد
جان داد و نوعروس شرافت ، به بر كشيد * مردانه جان به مقدم جانان ، نثار كرد
آوخ كه شمع بزم محبت حبيب ، مرد * پروانه را بلاكش شبهاى تار كرد
بىما به اختيار سفر كرد و دور از او * با ما چهها كه گريهء بىاختيار كرد
خواهم چون ابر لاله برويانم از سرشك * در گلشنى كه سرو من آنجا ، مزار كرد . ( همان )