در خصوص امنيه به اداره امنيه تعليمات داده شد كه با توافق نظر حضرت و الا اقدام نمايند . مسئله هزار تومان اعتبار ماهانه به محض تشكيل كابينه اقدامات و نتيجه اطلاع داده مىشود . » 5
* انتقاد شفق سرخ از مسافرت شاه به اروپا
روزنامه شفق سرخ در سرمقاله امروز خود با نام « مسئول بحران كيست : شاه يا مجلس ؟ » بار ديگر مجلس شوراى ملى را عامل اصلى اوضاع كشور دانست و با انتقاد از اينكه چرا شاه در چنين موقعيتى كشور را ترك كرده ، نوشت كه احمد شاه علاقهاى به سرنوشت كشور ندارد و گرنه هوس رفتن به فرنگستان نمىكرد . نويسنده سپس به ورود وليعهد به كشور اشاره كرد و پرسيد وليعهد براى چه به فرنگ رفته بود ؟ « در آخر كابينه سيد ضياء اين تصميم اتخاذ شد و ما آن وقت در حبس بوده و نمىدانستيم در تحت تأثير چه عواملى ايشان حركت كردند . ولى آنچه معلوم بود يك قصد مقدس ، يك نظريه اجتماعى ، يك خيال عالى براى خير جامعه و ملت ايشان را به طرف اروپا حركت نداد . فقط اين يك هوس يا يك آرزوى عياشى بيشتر نام نخواهد داشت . » 6
* گسترش شعب بانك فرانكواتومان
بانك « فرانكواتومان » كه شعبى را در شهرهاى همدان و كرمانشاه تأسيس كرده بود ، در حال گشايش شعبه جديد خود در تهران است . اين بانك با سرمايه شركاى انگليس ، فرانسه و عثمانى تشكيل شده بود . 7
* تخريب تدريجى روستاى فيروزه
با تحويل نشدن روستاى فيروزه از طرف دولت روسيه شوروى به ايران كه بر خلاف مقررات عهدنامه بود ، به دليل عدم مراقبت از تأسيسات آنجا ، امكانات موجود در حال از بين رفتن و فرسودگى است . « در اين خصوص از وزارت امور خارجه به سفارت روس مراجعه شده و نيز مجددا تلگرافى هم به آقاى مشاور الممالك در مسكو مخابره شده است . » 8
* ردّ استعفاى مصدق السلطنه
در پى استعفاى مصدق السلطنه والى آذربايجان كه خواسته بود پس از پذيرش استعفا به سمت تهران حركت كند ، منصور الملك كفيل وزارت داخله با اين استعفا مخالفت كرد و غير از اعلام اين موضوع در تلگراف حضورى ، تلگرام ديگرى نيز به تبريز فرستاد و مصدق را به ادامه كار دعوت كرد تا بحران فعلى دولت بر طرف شود . 9
* پرسش روزنامه شفق سرخ از وزير جنگ
روزنامه شفق سرخ در شماره امروز خود با اشاره به دو نامه از شاهزاده عضد السلطان كه به دفتر روزنامه رسيده و نسخهاى از آن نيز به وزارت جنگ ارسال شده ، سئوال كرد كه « آيا مطلب صحيح است و تحقيقاتى در اين باب شده است ؟ » يكى از اين دو نامه خطاب به شيخعلى خان بيرانوند و ديگرى خطاب به مردان خان بيرانوند بود كه هر دو توسط عضد السلطان به شورش و ياغىگرى تشويق شده بودند . « در صورت صحت ، علت اينكه نسبت به اينگونه مفسدهجويىهايى كه هزارها نفوس زكيه و نواميس مقدسه در نتيجه آن پايمال شد سكوت اختيار كردهاند چيست ؟ » 10
* سخنرانى سايكس درباره كوروش
امروز سرپرسى سايكس در مؤسسه سلطنتى در سخنانى كه عنوانش « بنيانگذارى پادشاهى ايران » بود از كوروش سرسلسله امپراتورى هخامنشيان تمجيد كرد و در وصف او براى حاضران سخن راند . وى در اين سخنان گفت كه كوروش يهوديان را براى يارى خود به كمك گرفت . وى در ادامه با نشان دادن عكسى از مقبره كوروش كه درختى وسط آن روييده بود ، گفت در سال 1916 دستور داد درخت را بريدند و جاى آن را با سيمان پر كردند . خلاصه اين سخنرانى در روزنامه تايمز منعكس شد كه در پاورقى آمده است . 11
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1150 ، ص 1 .
( 2 ) . مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ، ج 2 ، ص 107 .
( 3 ) . روزنامه ايران ، شم 1150 ، ص 1 .
( 4 ) . اسناد نخستين سپهبد ايران . . . ، ص 3 .
( 5 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، ص 1024 .
( 6 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 32 ، ص 1 . در پى درج اين مقاله دفتر روزنامه شفق سرخ از سوى نظميه محاصره شد . ر . ك : شم 33 ، ص 1 . در مورد آنچه كه على دشتى در اين سرمقاله درباره چرايى مسافرت محمد حسن ميرزاى وليعهد نوشته ، برخى منابع مسافرت محمد حسن ميرزا به اروپا پس از سقوط كابينه سيد ضياء را به دليل روابط سياسى و تبانىهاى او با سيد ضياء نوشتهاند . گويا اين دو رابطه پنهانىاى داشتهاند و سيد ضياء مايل بود از او به عنوان جانشين احمد شاه بهره ببرد . « دو هفته پس از سقوط ضياء وليعهد ظاهرا به قصد سفر به اروپا از راه عراق در بغداد با سيد ملاقات كرد . » ( شوكت ، در تيررس حادثه - زندگى سياسى قوام السلطنه ، ص 102 ) .
( 7 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 32 ، ص 3 .
( 8 ) . همانجا .
( 9 ) . همانجا .
( 10 ) . همان ، ص 1 .
( 11 ) . « روز گذشته سرپرسى سايكس در مؤسسه سلطنتى واقع در خيابان البمارل تحت عنوان « بنيانگذارى پادشاهى ايران » سخنرانى داشت . سر پرسى سايكس گفت اين پادشاهى كه توسط كوروش در 550 پيش از ميلاد بنيانگذارى شد ، بزرگترين پادشاهى جهان تا زمان خود بود و براى نخستين بار در تاريخ ، تمدنى از نژاد آريا را به عرصه آورد كه ما به آن بسيار مغروريم . ايران نام بومى پرشيا ، شكل ديگرى از واژه آريا است . وى با اشاره به فتح بابل ، اظهار داشت كه كوروش يهوديان را براى يارى خود به كار گرفت . آنها نه تنها صرافان خوبى بودند بلكه كار اطلاعاتى خوبى نيز ارائه كردند . وى گفت هنگامى كه كودك بوده است ، به هنگام خواندن عزرا و نحميا ، با اين پرسش روبرو بوده است كه چرا كوروش تا اين اندازه با يهوديان خوشرفتار بوده است و علاوه بر همه اينها چرا بشقابهاى بسيار ارزشمند زرين و سيمين كه ويژه خدمت در معبد بودند ، به ايشان داد . وى گفت كه فكر مىكند توضيح اين امر را بايد در خدمتى كه آنها به كوروش كردهاند يافت . سرپرسى سايكس گفت به عنوان يك سرباز ، نحوهء جنگيدن كوروش را شگفتانگيز مىداند . كوروش پس از شكست كروسوس ، به جاى آنكه به شيوه رايج در جنگ كه تا همين اواخر هم مرسوم بود ، به پادگان زمستانى برود ، او را تعقيب كرده ، بار ديگر او را در سارديس شكست مىدهد . سرپرسى سايكس هنگام سخن گفتن درباره ستايش آتش به عنوان نمادى الهى از سوى ايرانيان ، اشاره به چاههاى نفت در ايران كرد . وى گفت در آنجا مكانهايى بوده است كه اگر بيش از چهار اينچ مىكنديد ، فوارهاى از آتش شعله مىكشيد . يكى از تصاوير جالبى كه هنگام سخنرانى به نمايش گذاشته شد ، نمايى از آرامگاه كوروش بود كه درختى در وسط بناى آن روييده بود . سرپرسى سايكس گفت كه وى اين درخت را از بيم وارد كردن خسارت در 1916 برچيده است و حفرهء به جا مانده از آن را با سيمان پر كرده است . او اظهار اميدوارى كرد كه از اين پس اين آرامگاه تا چند قرن آينده در امان باشد . »