خارجه را مطلع كرد كه انگليس به وعده خود مبنى بر انحلال پليس عبادان ( آبادان ) عمل نكرده است . مضاف بر اينكه كارگرانى را نيز از بين النهرين به اين محل آورده ، استخدام كرده است . « نظر به اينكه انتخاب آنها بر خلاف قرارداد » به علاوه موجب زحمت و اغتشاش محل شده بود ، رسما اقدام و اخراج آنها را خواسته است . 8
* اقدامات مشاور الممالك درباره ايرانيان فرارى
مشاور الممالك نماينده فوق العاده ايران در دربار مسكو امروز در تلگرافى از مسكو كه از راه لندن به تهران رسيد ، نوشت كه به رئيس اداره سياسى قفقاز دستور العملى داده شده كه در استرداد فراريها و جلوگيرى از عمليات آنها اقدامات جدى كند . همچنين در توقيف « كميته نخجوان » اقداماتى صورت گرفته . مشاور الممالك در ادامه يادآور شد كه به قفقاز تلگراف كردهام مراقب اجراى دستورات مسكو به رئيس اداره سياسى قفقاز باشند . 9
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1148 ، صص 1 و 2 .
( 2 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 293001548 ، آرشيو 103 ظ 2 ب آ ا ، شم ميكروفيلم ، 00100155 .
( 3 ) . سيد حسن كزازى مشهور به اجاق فرزند حاج سيد اسماعيل اجاق در 1248 ش به دنيا آمد . تحصيلات او را در حدود مدرسى خواندهاند و او را از منسوبين به طريقه نعمت اللهى دانستهاند . سيد حسن اجاق در دوره دوم مجلس شوراى ملى ( آبان 1288 - دى 1290 ) از كرمانشاه به نمايندگى رسيد . وى در دوره پنجم ( بهمن 1302 - بهمن 1304 ) نيز از كرمانشاه به نمايندگى برگزيده شد و در جناح اقليت كه رهبرىاش با سيد حسن مدرس بود ، قرار داشت و از مخالفان سردارسپه و در واقع از مخالفان ماده واحده خلع قاجاريه از سلطنت به شمار مىرفت و در همين اوان كه احمد شاه در اروپا به سر مىبرد رحيمزاده صفوى با وى ديدار كرد و از قول مدرس به احمد شاه گفت كه سيد حسن اجاق تعهد كرده است كه ايلات و مردم كرمانشاه را در موقع عزيمت شاه به كشور آماده نگه دارد .
در اين ايام او رابط بين احمد شاه و سيد حسن مدرس بود چرا كه نامهها و پيامهاى احمد شاه به وسيله رحيمزاده صفوى براى سيد حسن اجاق در كرمانشاه فرستاده مىشد و او اين پيامها و نامهها را به سيد حسن مدرس مىرساند كه اين امر پس از چندى براى قواى انتظامى آشكار شد و او تحت مراقبت قرار گرفت . ( مرسلوند ، زندگىنامه رجال و مشاهير ايران ، ج 1 ، صص 80 - 79 ) .
( 4 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، صص 1014 تا 1017 . سه روز بعد امام جمعه درخواست امير معظم كاكاوند را پاسخ گفت و در نامهاى به عباس ميرزا سالار لشكر حاكم بروجرد پس از مقدماتى يادآور شد كه سردار فاتح كاكاوند ( احتمالا همان خير اللّه خان اميراسعد ) آدم دروغگو ، بىلياقت و بىصداقتى است . او پيشنهاد كرد رهبرى ايل كاكاوند ، به ابراهيم خان داده شود . ( 75 / 1301 ، صص 1025 و 1026 ) سپردن رياست ايل كاكاوند به سردار فاتح كاكاوند در واقع نوعى جلوگيرى از شورشهاى اين طايفه بود .
( 5 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 19 ، ص 60 ، متن نامه كارپردازى بغداد چنين بود : « سابقا به عرض رسانده بودم كه رافائيل خان كه يكى از رؤساى نصرانيهاى اروميه است به واسطه ضديت با آقا پطرس ملعون چند ماهى در بصره محبوس انگليسها شده و از آنجا پايه ضديت و نفاق محكم شد ؛ البته لازم بود مأمورين دولتى استفاده كرده ، مهربانى به رافائيل خان و لوازم تهيه تكميل ضديت را به هر شكل است تهيه نمايند .
بنده هم فروگذار نكرده هميشه به هر وسيله بود اين كار را كرده است . و بالاخره رافائيل خان مصمم شد كه به طهران آمده خدمات خوبى به وزارت جليله جنگ تقديم دارد و شرحى هم تلگرافا در اين خصوص به عرض رسانده بودم . بالاخره چون دولت قبول نفرمودند و بنده نمىبايست صريحا به او جواب داده او را مأيوس نمايم ناچار به وعده و وعيد باز مدتى وقت گذراند تا خودش خواست به كرمانشاهان برود كه از آنجا عرايض خود را به عرض برساند . بنده هم چون مىديدم كه از ديگران مأيوس و به كلى سرخورده است بىميل نبودم خدمتى به دولت كرده تشويق شود . بارى وقت حركت از قصر از گارى افتاده پاى او شكست و به حال مردن افتاد . زن و بچه او پناهنده به قونسولگرى شدند . بنده هم يكصد روپيه از خودم به آنها دادم كه رافائيل خان را از قصرشيرين حمل به كرمانشاهان كنند . يكصد روپيه هم براى حركت بچهها دادم . مسلم است كه با آن حال پريشان آنها اين كمكها بىاثر نبوده و به كار دولت خواهد خورد و به نظر بنده اگر وزارت جليله جنگ با او مهربانى نمايد ممكن است [ ناخوانا ] . » ( اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 19 ، ص 61 ) .
( 6 ) . روزنامه ايران ، شم 1151 ، ص 2 .
( 7 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، صص 1017 تا 1019 .
( 8 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 2 - 9 - 51 - 1301 .
( 9 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، سند شم 3747 .