قصرشيرين ، خط مشهد به تربت و خط قوچان صاحب پاسگاههاى امنيه شده است . همچنين از طرف اداره كل امنيه دستورهاى موقتى براى تنظيم امور اين نيرو به همه نواحى صادر شده تا نظامنامه مفصل آن متعاقبا ابلاغ شود . 8
* كشف اسلحههاى ديگرى از سردار عشاير
پس از دستگيرى سردار عشاير قراچهداغى توسط والى آذربايجان و تسليم سلاحهاى او ، گزارشهايى از وجود تجهيزات نظامى بيشتر در محل سيطره سردار عشاير ، آبخواره ، مىرسيد . طبق گزارشهاى رسيده از مأموران ايالتى آذربايجان پس از تحقيقات و جستوجوهاى بيشتر در آبخواره ، يكصد و سى هزار فشنگ « از ذخيره تحت الارضى به دست آوردهاند كه امر شده است كليه را تحويل نظاميان بدهند و از طرف ايالت تأكيد شده است كه جدا تفتيش نموده و كليه اسلحه و مهمات مخفى را به دست آورده راپرت دهند . » 9
* تشكيل كميسيون براى مؤديان مالياتى
پس از اقداماتى كه براى وصول ماليات آن دسته از افرادى كه ماليات خود را پرداخت نكرده بودند ، صورت گرفت و نتيجهاى دربر نداشت ، امروز بار ديگر كميسيونى مركب از رؤساى دواير وزارت ماليه در آن وزارتخانه تشكيل گرديد كه اقدامات تازهترى براى وصول ماليات از مؤديان صورت پذيرد . 10
* درگيرى در اردبيل
براساس اخبار رسيده از تبريز ، امشب نظاميان در اوچدره اردبيل با افرادى از طايفه ناآرام قوچهبيگلو 11 درگير شده ، پس از چند ساعت جنگ ، تلفات قابلتوجهى به اشرار وارد كرده و آنها را فرارى دادهاند . سه نفر از افراد اين طايفه كشته شدند . 12
* عقبنشينى نيروهاى سيميتقو
بنابر گزارشهاى رسيده از گروس امروز سيد طه و نيروهايش به روستاى قزلكوه در نزديكى صائينقلعه آمده و در آنجا توقف كردند ، اما پس از شنيدن خبر فتوحات قواى دولتى در ناحيه شرفخانه و اينكه 600 نفر از نيروهاى سيميتقو تلف شدهاند ، مقاومت خود را بىحاصل ديده از آن منطقه عقبنشينى كردند . 13 اما در گزارشهاى ديگرى كه دقيقتر است ، مىخوانيم كه امروز دو اردو به طرف ساوجبلاغ حركت كرد . اين دو اردو يكى در قراويرن و مياندوآب و ديگرى در صائينقلعه كه رياست آنها با خالو قربان ، حاجى سطوت السلطنه و ماژور نصر اللّه خان است ، براى دفع اسماعيل آقا سيميتقو حركت كردند . 14
هامش
( 1 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، صص 1012 و 1013 .
( 2 ) . روزنامه ايران ، شم 1141 ، ص 2 .
( 3 ) . همانجا .
( 4 ) . همانجا .
( 5 ) . مقصودلو ، مخابرات استرآباد . . . ، ج 2 ، ص 816 .
( 6 ) . منشور گرگانى ، رقابت شوروى و انگليس . . . ، ص 208 .
( 7 ) . روزنامه اتحاد ، شم 169 ، ص 1 .
( 8 ) . روزنامه ايران ، شم 1141 ، ص 2 .
( 9 ) . همانجا .
( 10 ) . همان ، شم 1142 ، ص 2 .
( 11 ) . قوجه بيگلو ( قوجا بيگلو ) طايفهاى از ايل شاهسون هستند كه در زمان رياست نور اللّه بيگ به غارتگرى و راهزنى شهرت داشتند . به همين جهت در 6 - 1245 ش / 1867 م به درخواست روسيه از مغان كوچانده شدند . در اين دوره ناحيه برزند كه در كنار جاده اردبيل - بيلهسوار قرار داشت به تصرف قوجابيگلوها درآمد . آنها به علت موقعيت جغرافيايى برزند از كاروانها و عشاير عوارض دريافت مىكردند و هرگونه مقاومتى را به زور اسلحه سركوب مىكردند . در 1871 م / 50 - 1249 ش حاكم اردبيل در پى يك عمليات تنبيهى برزند را به آتش كشيد و اموال قوجابيگلوها را براى پرداخت غرامت به غارتشدگان ، مصادره نمود . نور اللّه بيگ نيز به همراه مبالغ هنگفتى پول به تهران گريخت اما با فرمانى از شاه مبنى بر لزوم استرداد املاك و اموال طايفه قوجابيگلوها به برزند بازگشت . طايفه قوجابيگلوها بارها با فشار روسها به دولت ايران به نواحى مختلف از جمله اروميه ، مياندوآب و كردستان تبعيد شدند . بروز دشمنى خونى سبب تجزيه قوجابيگلوها به دو گروه على حسنلو ( پدر نور اللّه بيگ ) و عيسى بيگلو يا عيسىلو شد . در پايان دههء 1880 م / 1260 ش حسنعلى خان گروسى فوجسواران قوجابيگلو را براى سركوب شيخ عبد اللّه و حمزه آقا دو ياغى كرد در ساوجبلاغ به خدمت گرفت .
[ تصوير ] شاهسونها
بعدها تيرهء بزرگتر قوجابيگلو بار ديگر نيز دچار انشعاب گرديد . از اين انشعاب دو تيرهء جور و غلو به وجود آمد . تمام سرزمينهاى ميان سارى قاميش تا درهيوت تحت قلمرو سردار بيگ بود . سردار بيگ از دههء 1890 م / 1270 ش به بعد تاختوتازهاى غارتگرانه خود را به نواحى مرزى روسيه و قلمرو ايران گسترش داد . از جمله اقدامات امير نظام در اين دوره براى كاهش قدرت قوجابيگلو ، ايجاد تعادل قدرت در طوايف شاهسون بود . بنا به گزارشى عشاير شاهسون در 1907 م / 6 - 1285 ش توسط كردها از مراتع اطراف مياندوآب بيرون رانده شدند . مطابق نوشتهء تيگرانف ، سردار بيگ در 1903 م / 2 - 1281 ش بر 500 خانوار قوجابيگلو رياست مىكرد . تيره عيسىلو نيز مجموعا 150 خانوار بودند . عيسىلو در مخالفت با قوجابيگلو همواره براى سركوب شورشها و طوايف راهزن نيرو در اختيار دولت قرار مىداد . اما عدم تشويق و پاداشدهى دولت موجب سرخوردگى و دلسردى آنان شد . ( تاپر ، تاريخ سياسى اجتماعى شاهسونهاى مغان ، صص 433 - 431 ؛ دايره المعارف فارسى ، ج 2 ، ص 2090 . )
( 12 ) . روزنامه اتحاد ، شم 171 ، ص 2 .
( 13 ) . همان ، شم 172 ، ص 2 .
( 14 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه اسناد . . . ، ج 3 ، ص 1018 .