اما تا 26 ژوئن به عنوان سفير شناخته نشد . در 26 ژوئن پرچم سرخ براى اولين بار بر فراز دفتر نمايندگى سفارت روسيه در تهران به اهتزاز درآمد و ميهمانى باشكوهى توسط بلشويكها برگزار شد كه بسيار باشكوهتر از ميهمانيهايى بود كه توسط روسيه در دوران تزار برپا مىشد . 6
هامش
( 1 ) . از اوايل سال 1300 تا 1301 ش مهمترين مسئله مورد بحث در كشور طرح جمهوريت بود كه علاوه بر سوسياليستها و اصلاحطلبان ، افرادى هم كه با تمهيدات وزير جنگ ( رضا خان سردار سپه ) و نفوذ امير لشكرها به مجلس شوراى ملى راه يافته بودند ، در جهت تحقق آن مىكوشيدند .
عدهاى از آنان كه در مجلس چهارم فراكسيون اقليت را در دست داشتند ، تشكيلاتى با عنوان « فرقه دموكرات مستقل ايران » به راه انداخته ، به فعاليت حزبى پرداختند . تشكيلات آنان و جريان سياسى - اجتماعى هوادار آنها اساسا ساخته و پرداخته محافل نزديك به سردار سپه و بهطور مشخص مشاوران فكرى و سياسى او بود ؛ هرچند گروهشان هيچيك از اصول و مناسبات اوليه حزبى را نداشت و تنها اعتقاد به جمهوريت باعث شده بود كه بدون سازماندهى به هم نزديك شوند . سيد محمد رضا شيخ العراقينزاده ، كه بعدها به سبب انتشار مديريت روزنامه تجدد به محمد رضا تجدد مشهور شد در ظاهر رهبرى اين فرقه را بر عهده داشت و برادرش سيد محمد نيز به دو يارى مىرسانيد . فرقه دموكرات مستقل در 1302 ش روزنامهاى را هم به نام تجدد منتشر ساخت و آن را ارگان حزبى خود قرار داد . رفتهرفته روزنامه شهرت همگانى يافت و فرقه نيز به « حزب تجدد » تغيير نام داد . اين حزب در سايه مداخله گسترده در انتخابات مجلس پنجم كه با كمك و نفوذ نيروهاى نظامى و انتظامى عملى شد ، عدهاى از اعضاى خود را به درون مجلس فرستاد و بر خلاف تلاش ديگر نمايندگان مستقل و اقليت كه خواستند اعتبارنامه اعضاى آن را رد كنند ، فراكسيون اكثريت مجلس را در دست گرفت . اعضاى حزب تجدد كوشيدند بلافاصله پس از شروع به كار مجلس طرح جمهوريت را مطرح كرده ، رضا خان سردار سپه را به رياست جمهورى بنشانند . اما چنين نشد ؛ فراكسيون اكثريت پس از آنكه بهرامى ( يكى از اعضاى حزب ) به سيد حسن مدرس سيلى زد به سمت انشعاب و چنددستگى رونهاد و فراكسيونهاى كوچكى چون تجدد ، قيام ، آزاديخواه ، مليون و تكامل از درون آن پديد آمد . از جمله اصولى كه در اساسنامه و برنامه حزب تجدد مطرح بود مىتوان به « جدايى دين از سياست ، ايجاد ارتشى منظم و منسجم و كارآمد ، بوروكراسى پرتوان ، پايان دادن به امتيازات اقتصادى بيگانگان در ايران ، صنعتى كردن كشور و تلاش براى نوسازى آن ، جايگزين سرمايه داخلى به جاى سرمايه خارجى ، تغيير زندگى عشاير كوچنشين به كشاورزان يكجانشين ، وضع قوانين ماليات بر درآمد تصاعدى ، فراهم ساختن امكانات آموزشى براى همگان به ويژه زنان ، تدارك مشاغل حكومتى براى افراد مستعد و گسترش زبان فارسى به جاى زبان اقليتها و قوميتها در سراسر كشور » اشاره كرد . ( بهار ، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ج 2 ، صص 29 - 26 ؛ ملايى توانى ، مشروطه و جمهورى ، صص 292 - 289 ؛ نوذرى ، تاريخ احزاب سياسى در ايران ، صص 16 - 15 ) .
( 2 ) . روزنامه اتحاد ، شم 158 ، ص 1 .
( 3 ) . روزنامه ايران ، شم 1130 ، ص 1 .
( 4 ) . روزنامه اتحاد ، شم 158 ، ص 3 .
( 5 ) . همانجا .
( 6 ) . روزنامه تايمز ، مورخ دوشنبه 8 مى 1922 ، ص 22 .