تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
گر طالب رستگارى و بقا مىباشى * حرص و طمع و جفا و كين فانى كن
من كلام رستم الحكما
اى شاه ، نصيحت حكيمانهء من * كن گوش و قبول كن به وجهى احسن منماى خلاف عقل و حكمت ، كارى * كز بعد تو گويد و بخندد دشمن
من كلام رستم الحكما
با كشته پدر اگر نمايى وصلت * شايد كه كند آشتى از اين علت ور نه ز وى انديشه كن و خايف باش * كآخر بكند تلافى ، اندر فرصت
من كلام رستم الحكما
شاهى كه پدركشته به نزدش مير است * دستور ورا چه دانش و تدبير است ديوانهء بىپا و سر ، اين را داند * كه كشته‌پدر ، مستحق زنجير است
من كلام رستم الحكما
با اهل وقوف ، مشورت بايد كرد * اى اهل شعور كنگاش به اهل معرفت بايد كرد * خالى ز غرور خوان آيهء مشورت ز قرآن مجيد * اى طالب حق دايم تك و پو به مصلحت بايد كرد * در نظم امور
من كلام رستم الحكما
سى سال از اين پيش نصيحت گفتم * با عربده و جنگ و فضيحت گفتم كز كشته‌پدر ، نبايد ايمن بودن * اين پند خوش از حُسن قريحت گفتم
من كلام رستم الحكما
يا حضرت صاحب الزمان ادركنى * اى مهدى هادى جهان ادركنى از خدعهء روس و جهل ايرانى ، داد * از فتنهء اين و شر آن ادركنى
من كلام رستم الحكما
از حيله و خدعه‌ها و مكارى روس * گرديده سوارِ يكه‌داماد ، عروس