تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال عصر مشروطيت ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
طهران بود به زنى گرفت و چون مشار اليه همين يك دختر را داشت تمول او تماما به اين دختر كه مادر نظام السلطان باشد رسيد و پس از فوت مادر تمامى اين ثروت نظام السلطان و برادرش مؤيد همايون را مسلم شد . پس از فوت مادر بواسطهء حداثت سن و نداشتن سرپرست قابل تمام دارائى را به باد هوا و هوس داد . در دورهء سلطنت مظفر الدين شاه از اجزاى خلوت و از محارم مخصوص شاه بود . در 1321 حاكم مازندران بود و خيلى به درستى و كفايت كار مىكرد . در دورهء دوم مجلس شوراى ملى از طرف مازندران وكيل گرديد . در محرم 1334 با ساير وكلا براى مدافعه از قشون روس از طهران به قم حركت كرد و بعد از چند روز داوطلبانه براى جنگ با روسها به ساوه رفت ( ساوه قصبه‌ايست بفاصلهء 16 فرسخى شمال شرقى طهران ) . از آنجا پس از عقب‌نشينى با ساير مهاجرين به كرمانشاه آمد و از كرمانشاه ( جمادى الثانيه 1334 ) به طهران رفت . پس از چند ماه مأمور بروجرد و بعد حاكم كردستان و بالاخره در اواخر 1335 يا اوائل 1336 حاكم همدان شد و در اين مأموريت هم از قرار معلوم كفايت و قابليت بسزا به خرج داد ، خصوصا در مسئلهء نان كه قحط بود و راجع به قتل و غارت قشون روسى زحمت زياد كشيد . مشار اليه جوان بسيار قابل و بىطمع و قابل كارهاى بالاترى است . سن او زياد از سى سال نيست ( شعبان 1336 ) .

نظام السلطنه ( رضا قلى خان )

سن او پنجاه و پنج سال است . پسر حيدر قلى خان برهان الدوله ما فى .