تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
بالمدح كه ماذر دهر از زاذن مثلش عقيم است ، تخت‌دارى كه تاج ملكشاه و سنجر بذو ياذگار ماند ، شهريارى كه نام او ناموس قياصرهء روم بشكست و بنامهء ملك فغفور برهم زذ ، جهاندارى كه آب‌روى جهان از شمشير آبدار اوست و وقار كوه و قرار زمين از دل و دست شه شكار اوست ، اقبال هم عنان اين پاذشاهست و دولت مقيم آستان اين بارگاهست ، شعر « 1 »
مىروذ اقبال ايزدى بشب و روز * بختى بخت ترا مهار گرفته « 2 » f . 9 b دور سپهرت ز بهر عدل و عمارت * از جم و كسريست « 3 » ياذگار گرفته
اگر ستاره روشنى نمايذ از عكس راى اوست و اگر ماه مشكلى گشايذ از جام خاطر جهان‌نماى اوست ، آسمان بيسار او يمين خورده و آرزو از يمينش يسار برده ، شعر « 4 »
اى خورده آسمان بيسارت بسى يمين * وى برده آرزو ز يمينت بسى يسار
زمانه مترصّد تا راى جهان‌آراى او چه فرمايذ آن كنذ ، و سعادت مترقّب تا روى زيباى او را چه بايذ آن دهذ ، شعر « 5 »
لجلال قدرك تخضع الاقدار * و بيمن جدّك « 6 » يحكم « 7 » المقدار
هامش
( 1 ) از قصيدهء مجير بيلقانى در مدح سلطان ارسلان ( رجوع بخاتمهء ذكر ارسلان بن طغرل ) ، مصنّف اين دو بيت را از قصيدهء مجير بيرون كرده است ولى در نسخهء ديوان مجير( MS . N 559 Ethe , s Catalogue Bodleian Library )هردو موجود است ، ( 2 ) ن ا : گرفته ( 3 ) در متن افزوده : يت ( 4 ) از قصيدهء سيّد حسن غزنوى در مدح بهرامشاه غزنوى كه مطلعش اينست :اكنون كه ترّوتازه بخنديد نوبهار * ما و سماع و بادهء رنگين و زلف يارو اين قصيده مشتمل است بر 36 بيت ( ديوان سيّد حسن نسخهء برتش ميوزيم( Or 4514 f . 121 b .( 5 ) از قصيدهءايست از مؤيدّ الدّين طغرائى در مدح سلطان محمّد بن ملكشاه و آن مشتمل است بر 55 بيت ( ديوان طغرائى نسخهء برتش ميوزيم( Add 7558 , ff . 42 a - 43 b( 6 ) ن ا : حدّك ( 7 ) ن ا : تحكم