تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
رودخانه مىشود . و هنگام رسيدن به مكانى كه موسوم به چشمه على است از آنجا بايد يك ربع فرسنگ روى به نشيب رفت ، و سمت جنوبى دره مزبوره چشمه‌اى است موسوم به چشمهء مرواريد ، آبش به غايت گوارا و صاف كه ريگ‌هاى زمين چشمه مزبور از كمال صفا پيداست و برودت آن آب به حدى است كه در تابستان اگر كسى بخواهد چهل دانه ريگ از ميان آن چشمه يك دفعه بيرون بياورد ممكن نيست . بعد از گذشتن از چشمه‌على بايد داخل صحرائى شد كه آن صحرا سبزه‌زار و چمن است ، و از اين دشت الى دشت ارژنه مساوى يك فرسنگ است . و اصل قريه دشت ارژنه به پاى كوهى مرتفع واقع و چشمه آبى صاف و گوارا از بيخ همان كوه جارى است و مسمى به چشمه شاه سلمان است و گويند شاه سلمان در آنجا مدفون « 1 » است . الحق مكانش باصفا و هوايش جان‌فزا و آبش شيرين و گواراست و به قدر يكصد خانه از سنگ در قريه مذكوره ساخته شده است و مطلقا آبادى ندارد . و كل رعاياى سكنه آنجا به علت ظلم و ستم حكام سابق فرار كرده و رفته بودند سواى يك نفر پيره‌مرد متولى شاه سلمان كه در آنجا متوقف است . سبب تفرق جمعيت قريه مذكوره از او استفسار ، جواب داد كه زياده از اندازه قابليت اين قريه همه ساله حكام و عمال نقد و جنس بازيافت « 2 » ، رعايا تاب نياورده راه فرار را پيش گرفته و رفتند . و طول اين صحرا مساوى سه فرسنگ از شمال الى جنوب و عرضش يك فرسنگ و نيم از مغرب الى مشرق است ، و سمت جنوب آخر اين صحرا زمينش سراشيب است كه هنگام نزول رحمت الهى آنجا را به كلى آب فرو مىگيرد ، به حدى كه نصف آن دشت درياچه
هامش
( 1 ) . در نسخهء مجلس : مدفن . ( 2 ) . در متن به همين صورت است .