تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
خارج چمن الى گردنه معروف به كوه مادر و دختر مسطح است . از پاى اين گردنه راه دو شعبه مىشود يكى از گردنه سخت سنگى به يورت معروف به دزدبگير به امام‌زاده اسمعيل مىرود ، و ديگرى از ماهور سنگى و خاكى سهل العبور دامنه كوه شلم‌زار عبور مىنمايد و الى يك فرسنگ و ربع كه آخر امتداد راه است به چمن آسپاس و قريه و آبادى آنجا رسد . در تمام طول اين راه اگر ايلات قشقائى نباشند شكار آهو در جلگه آن فراوان است و در كوه شلم‌زار و گردنه مادر و دختر و ماهورهائى كه مشرف به جلگه آسپاس است شكار بز و ميش به دست آيد . در ما بين اين دو منزل به جز قلعه مختصر آب باريك كه نيز ملك خان قشقايى است آبادى يافت نشود و اين آبادى مشتمل بر قلعه محقر و يك رشته قنات شيرين كه تقريبا يك سنگ آب دارد و زراعتش منحصر به كمى گندم و جو و مقدارى ترياك‌كارى . مردمان اين قلعه بومى و غير ايل عرب به شصت خانوار كه دويست نفر تعداد نفوس آنهاست سكنى دارند و معدن برف در يك فرسنگى اين آبادى از كوه مادر و دختر حمل شود . آسپاس آبادىاى است كه شصت خانوار جمعيت دارد و واقع است در دامنه جنوبى كوه شلم‌زار و اول چمن باصفاى پرآب و گياه . . . « 1 » آسپاس در اطراف اين آبادى آب‌هاى جارى خوشگوار و كمى اشجار سايه‌وار بيد موجود است . باغى مشجر مثمر كه از هر قبيل ميوه تابستانى در او يافت شود ، در نزديكى آبادى است . حمام و آسيا دائر دارند . نوكر ديوانى ندارند . شكارگاه اين آبادى در كوهسار شمالى آن معروف به شلم‌زار است و از قبيل بز و ميش بدست آيد و در
هامش
( 1 ) . در متن به همين صورت نقطه‌چين است .