تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
نقطه بر حسب تقريب زياده از 15 ذرع نشيب معلوم نشد در سمت يسار جاده به هيچ‌وجه آبادى و قراء به نظر نيايد . صحرائى است خشك و بىآب و به فاصله يك فرسنگ و نيم كمابيش كوهسار معروف به سورمه و گرى الى حدود شمالى نجف‌آباد ممتد شده و از قرار مذكور شكارگاه ممتاز اين حدود اين دو كوه است كه در اكثر فصول اغلب نوع شكار ميسر گردد و در سمت يمين جاده نهر آب كليه مزارع نجف‌آباد كه از حدود تيران و ماقبل مىآيد همه‌جا همراه و قراء « شاه‌رون » و « جعفرآباد » و « ملك‌آباد » نيز در سمت يمين جاده و در عرض به فاصله‌هاى مساوى مشهوداند . سيم تلگراف از تيران به نجف‌آباد ممتد و در مقام ضرورت تلگرافخانه هم در نجف‌آباد موجود و داير است . هواى نجف‌آباد نسبت به منازل سابق اندك گرم‌تر است ولى نسبت به شهر اصفهان كمى ملايم‌تر است . نجف‌آباد كليتا از ابنيه و بلدانى است كه در ازمنه صفويه بنا شده است ، وضع اين بلده از حيثيت خيابان‌هاى مستقيم و كوچه - بندهاى قائم و عريض بسيار باشكوه و عديم النظير است . تقريبا سه هزار و پانصد خانوار بومى و غيره در او ساكن و از قرار مذكور جمعيت آن‌كه وقتى تعداد شده قريب بيست هزار است . حمام‌هاى عالى و كاروانسراى مختلف و متوالى و مساجد ديده شد ، قريب به چهار صد و پنجاه باب دكاكين مختلفه در او واقع و دائر است كه هر نوع جنس و متاعى مهيا و آماده است به قسمى كه ابدا احتياجى به شهر اصفهان نخواهند داشت . خانه‌هاى بسيار معتبر عالى در او ساخته‌اند كه كمتر از بلدان ديده شده از سمت مغرب بلده خيابانى به عرض بيست ذرع و به طول نيم فرسنگ الى وسط شهرى مشاهده شد كه در طرفين نهرهاى آن چنارهاى بسيار قوى از زمان قديم
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 140 | سيد على آل داوود