به نظر مىآيد و تقريبا در وسط راه اتفاق افتاده يكى دولتآباد خالصه است كه از بناهاى آقا خان محلاتى است ، ولى خراب و رعيت آن قليل ، با وجود استعدادى كه لازمه زراعت است در او موجود ، در آبادى آن مسامحه رفته و ديگر قريهء حاجىآباد خلج است كه در كنار رودخانه واقع و ديگر آبادى امامزاده است موسوم به « ساريه - خاتون » كه نيز جزء خاك محلات است و در امتداد جاده در طول اين چهار فرسخ و كسر ، حال كه فصل تابستان است بعضى نهرها و چشمهسارها مشاهده مىشود كه به جهت عابرين خالى از فائدتى نيست .
هواى اين راه و خود قريه خرهه ييلاقيت دارد . چند قطعه چمن و مرتع در امتداد راه ملاحظه شد كه موجب مسرت ناظرين است . قريهء خرهه جزء محلات خالصه ديوان اعلى تيول مقرب - الخاقان صديق خلوت است . يازده عدد سرباز جزو فوج خلج دارد .
اين قريه در نهايت آبادى و خضارت و استعداد است ، يكصد و پنجاه خانوار رعيت دارد . بومى و غريب در او ساكن و جزو محلات محسوب ، باغات بسيار مثمر از هر قبيل ميوه تابستانى در او موجود . آبهاى جارى از رود مختصى و قنات گوارا و شيرين دارد . حمام و مسجد و تكيه آباد به نظر رسيد . اين قريه آخر جلگه است و بعد از آن به فاصله يك فرسخ داخل كوهستان محلات مىشود .
انواع شكار كوه و كبك در او چه در تابستان و چه در زمستان به فاصله كم بلكه در حدود آبادى بدست آيد . آذوقه قوافل هميشه بىاحتياج از خارج در او مهيا ولى به جهت اردوى مبارك ناچار تهيه جداگانه لازم است . ايل فيوج در اين آبادى ييلاق و ساكن چادرند و به صنعت آهنگرى مشغول . زراعت اين قريه غله و پنبه مرغوب و
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٢٨