كمترند .
6 - در ملكى كه بساط آزادى به اقتضا پهن نشده كلّ مردم مظلوم و فقير خواهند بود .
7 - ملتى كه معنى مساوات امروزى را نداند جزو بهائم بهشمار مىآيد .
8 - ملّت وحشى جرئت احقاق حقّ خود را ندارد .
9 - سلاطين و سران مستبد مخرب آسايش نوع بشرند .
10 - بزرگان دنيا هميشه همّ خود را مصروف تربيت نوع مىكنند .
11 - انسان بايد در استقرار اساس عدل جان خويش جوانمردى به خرج بدهد .
12 - برقرارى اساس عدل موقوف است به اقدام پاكان .
13 - پيشرفت قوانين عدل ممكن نخواهد بود مگر به مراقبت پاكسرشتان در اجراى آن .
14 - مردان روزگار تا دم مرگ به جهت آسايش نوع خود خدمت كردهاند .
15 - هر ذىشعورى بايد ايجاد [ و ] تكميل اين وسيلهء نجات را بر خويشتن واجب سازد .
16 - تكميل صورت نمىگيرد مگر به محافظت و استحكام .
( 5 ) - برانداختن ظلم
1 - پاكسرشت گذشته از عداوت ظلم بايد حكما جويا و مقوى عدالت باشد .
2 - پاكسرشت بايد طبعا منكر ظلم و دشمن ظالم باشد .
3 - استبداد و خودسرى نابودكنندهء ترقى و تمدّن دنيا است .
4 - ظلم محوكنندهء قوميّت است و ظالم منهدم سازندهء اساس زندگى يك ملّت .
5 - مللى كه اسامى آنها از صفحهء دنيا محو و نابود شده از فشار و شدت ظلم بوده .
6 - اهالى يك ملك در ظلمى كه به يك نفر ( آنها ) وارد مىشود شريكند .