بنجار رفته و تاكنون كه روز 25 [ ذى الحجّه ] است در آنجا مقيم هستند .
روز 26 [ ذى الحجّه ] - مأمورين انگليس و افغان وارد شهر ناصر آباد شده در بيرون شهر خيام خود را برپا نمودند . در ورود ايشان امير قاين عاليجاه آزاد خان گماشتهء نواب مستطاب شاهزاده حسام السلطنه دام اقباله را با دو رأس يدك و چند نفر سوار به استقبال مأمور فرمودند و بعد از ورود شيرينى به منزل هردو ارسال و دو چاتمه قراول احترام را به احوالپرسى مأمورين روانه نمودند . فدوى اول به چادر ميجر جنرال پالك مأمور انگليس رفته و بعد از تبليغ سلام و تبريك منزل به چادر مأمور افغانستان رفت . در منزل مأمور انگليس صحبتهاى متفرقه به ميان آمد . در منزل سيّد نور محمد شاه مأمور افغان به اين تفصيل مذاكره گرديد . فدوى گفتم انشاء الله كه در خاك دولت عليّه در سيستان به شما خوش گذشت . گفت البته در ملك امير شير شاه براى امثال ما فدويان هميشه خوش مىگذرد . گفتم مقصود من خاك افغانستان نيست . بعد از ورود سرحدات ايران در سيستان از جانب امير قاين حاكم اين سرزمين سفارشات اكيده به سرحدداران شد كه از لوازم پذيرائى مأمور انگليس و شما اهمال نكنند . البته حسب المرقوم معمول و براى شما استراحت و آسايش حاصل شده است . بعد از استماع اين اقوال بنده اظهار امتنان از وضع سلوك تبعهء دولت عليّه نموده و گفت كه ما همواره ديدهء اميد به شاهنشاه ايران داشته و خودمان را به دولت عليّه بسته مىدانيم و از جانب كارگزاران آن دولت تاكنون بذل كمال توجه و مرحمت در حق ما مجرى شده است . چنانچه چندى قبل از جانب يار محمد خان براى گفتگوى امرى مأمور و به دربار معدلتمدار همايون اشرف جستم . از جانب اولياى دولت عليّه روزبهروز مراحم زياد از حدّ در حق من بروز مىكرد و از جانب حشمت الملك عاليجاه ميرزا بابان خان به احوالپرسى مأمورين آمده بود . به فاصلهء قليله ميجر جنرال پالك منشى خود را به احوالپرسى مأمور مخصوص مأمور و از نبودن صاحبمنصبى به غير از منشى مزبور همراه خود اعتذار كرده بود و با مأمور افغان سردار مردان خان را كه از معتبرين سردارهاى افاغنه و به سايرين امتياز داده فرستاده بود و به منزل حشمت الملك از جانب مأمورين منشى مذكور و دوست محمد خان آمده بودند . چون وقت آمدن سردار مردان خان مأمور مخصوص در منزل حشمت الملك بودند سردار مزبور نزد فدوى آمده و بعد از صرف چايى و غليان مأمور دولت عليّه به ملاحظهاى او را به منزل
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 640
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٤٠