بودن حاجى عبد الله خان شهركى را همراه خود خواهش نموده بود ، و مومى اليه آدمى است كه منشأ فتنه و فساد و با امير قاين و وكيل الملك عداوت تمامى دارد .
زيرا كه در سيستان آشوبى برپا و مرحوم امير اسد الله خان اين طايفه را از سيستان طرد و به كرمان فرستاده بود . در كرمان نيز مشغول شرارت و افساد شده بودند .
وكيل الملك مرحوم [ آنها را ] از شهر برون كرده در يكى از بلوكات كرمان كه زرند [ 30 ] مىنامند جا دادند . بعضى فرارا رو به سيستان و از آنجا عبور و به پناه افاغنه به افغانستان رفتهاند ، و برخى در كرمان سكنى دادند .
بالجمله مهندس انگليس مومى اليه را ظاهرا به بهانهء راهنمائى و باطنا به جهت بلديّت به همهجاى سيستان و اطلاع او از حالت عموم طوايف و نواحى آنجا و مفتّنى و سهولت تحصيل مقصود ، از رعايا از حكومت خواهش و مأمور مخصوص بودن او را ، با مهندس انگليس صلاح دولت عليّه ندانسته و با نايب الحكومه گفتگو و القا نمودند كه در جواب مهندس بنويسند كه بعينه نوشته مىشود : « اگر مدلول مراسلهء شما به توسط مأمور مخصوص على الرّسم به من اظهار مىشد بهتر و مناسبتر مىبود . » و به خواهش نايب الحكومه همين عبارت را اين فدوى غلام مسوّده دادم و مقصود مأمور مخصوص از اين معنى اين بود كه مهندس انگليس اين فقره را به خود ايشان مرقوم دارند . در جواب آنطورى نمايند كه مشار اليه از صرافت بردن حاجى عبد الله خان بيفتد . نايب الحكومه مضمون مسوّده را تغيير داد و به اين عبارت مرقوم داشته بود كه بعينها نوشته مىشود : « در اذن و مرخصى حاجى عبد الله خان همراه شما براى دوستدار عذرى و مانعى نيست ، ليكن اگر مدلول مراسلهء شما على الرّسم به توسط مأمور مخصوص دولت عليّه به دوستدار القا مىشد رفع گلهء دوستانهء مأمور معزى اليه مىشد . »
مهندس انگليس بعد از ملاحظهء اين نوشتهء حكومت ، مراسله [ اى ] مرقوم و سواد نوشتهء مزبوره را لفّا انفاذ و به توسط ميرزا حسن منشى ارسال و پيغامات گلهآميز نموده و از مأمور مخصوص همراه بودن حاجى عبد الله خان را استيذان كرده بود . مأمور مخصوص هم مراتب را به اطلاع نايب الحكومه رسانده و در مقام شكوه از جهت تغيير مضمون مسوّده استفسار نمودند . در جواب نوشته بود و الآن موجود است « كه من عبارت مزبوره را به شور جمعى ( ؟ ) در مسوّدهء شما افزودم » .
بعد حاجى عبد الله خان را احضار و بعد از روانه شدن مهندس از عقب روانهء بم
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 616
مساهمون: ايرج افشار
ص٦١٦