روز 4 [ رمضان ] - از قصبهء مذكوره حركت و به قلعهء مشهوره به پابرهنه [ 13 ] كه اوّل خاك يزد محسوب مىشود وارد شديم .
روز 5 [ رمضان ] - على الطلوع از قلعهء مزبوره سوار و به قريهء . . . [ 14 ] كه مسافت نه فرسخ دارد وارد گشتيم . اهل اينجا از مشاهدهء جمعيّت متوحش و به خيال افتاده كلّا متوارى شده بودند . بعد از معطّلى زياد كسان مأمور مخصوص رعايا را استمالت كرده و به قرار همه روزه اقل قيمت ضروريات را بعد از آن اخذ كردند .
روز 6 [ رمضان ] - از آنجا روانه و هنگام ظهر به منزل نوگنبد [ 15 ] آمديم .
روز 7 [ رمضان ] - از منزل مزبور سوار و به قريهء عقدا [ 16 ] كه مسافتى نه فرسخ دارد آمديم . مأمور مخصوص به قاعدهء منازل گذشته مراحم اعليحضرت شاهنشاهى را در حق عموم رعايا بيان ، و آنها را اميدوار و از رفتار حكومت جديد با آنها استفسار مىفرمودند . اهالى آنجا تقرير داشتند كه از جانب حكومت علاوه بر ماليات مقرّرى ديوان اعلى مبلغ چهارصد تومان از رعايا به رسم جريمه اخذ و دريافت شده است .
روز 8 [ رمضان ] - از عقدا عازم و به قريهء ميبد [ 17 ] كه چهار فرسخ مسافت دارد وارد شديم . مأمور مخصوص در اينجا كاغذى به نايب الحكومهء يزد نوشته همينقدر خواهش نمودند كه منزلى براى اقامت دوسه روزه از جانب ايشان معين شود كه به عدم بلديّت به خانههاى يزد معطلى در پيدا كردن منزل حاصل نشود .
روز 9 [ رمضان ] - از قريهء مزبوره سوار و وقت غروب وارد دار العباد يزد گرديديم . حكومت التفاتى به نوشتهء مأمور مخصوص نكرده و جوابى به حامل نداده بود . لابدا در چاپارخانه مكث و چند نفر را به تفحّص منزل فرستاديم . پنج ساعت از شب گذشته كسان مزبور خانهاى پيدا كردند . از چاپارخانه حملونقل گرديد .
روز 10 و روز 11 و 12 و 13 و 14 و 15 [ رمضان ] - را در يزد و محض انتظار عاليجاه ذوالفقار خان مهندس كه يك روزه از مأمور مخصوص توقف اصفهان را براى فراهم كردن بعضى از ضروريات خودش خواهش و مهلت خواسته بود توقف گرديد . از حالت رعايا چيزى كه به تحقيق مشاهده و استنباط شد كلا پريشان و از پا افتادهاند و مؤونهء اينكه خوراك و نهار و شام را بدون احتياج به وجه وام تحصيل
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 612
مساهمون: ايرج افشار
ص٦١٢