تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
بىعلم بىصنعت بىثروت بيچاره تحميل نمودند به دو ملاحظه بود : اول به ملاحظهء اين‌كه اين سم قاتل دشمن بزرگ انسانيّت و بشريّت و تمدن و شرافت و عقل و ثروت دست از جان مسلمانان كشيده خانواده‌هاى محترم و نفوس قابل همه‌قسم استفاده را بالمره تمام ننمايد . ملاحظهء فوق را بالحسّ و العيان يافتم كه نتيجهء معكوس در عوض تقليل تكثير شد . اگر قبل از باندرول و آزادى يك قبح ، يك شرمندگى ، يك خفا و سرّى داشت حال ملاحظه مىشود كه در شهود و علن تمام طبقات با نهايت آزادى مشغول ، بلكه هركس با عقيده و فعل آنها مخالف باشد ملوم است . ملاحظهء ثانى آن‌كه در اين موقع بدايت مشروطيت و مدنيّت كه دولت دچار هزارگونه مخارج فوق العاده و بالاخره مملكت ايران كه به منزلهء خانهء ايرانى است و بايد اهالى خانهء خود را تعمير نمايند اين قليل عايدات را به جهت دولت لازم دانسته مقرر داشتند و ملت ايران هم‌چون به اين نكتهء اساسى عالم شده‌اند قبول و تقديم داشتند . اين بنده عرض مىكنم كه اين ملت بيچاره كه ودايع الهى و سپرده شده به دولت مىباشند به اين حساب كه در اثباتش حاضرم ، خدمت خود را به دولت خود نموده‌اند . درحالى كه بعضى از آنها لاعلاج در هر روزى بدهى خود را داده و از او گرفته‌اند و شب را با اطفالش گرسنه خوابيده . و نيز مستخدمين دوائر و نظامى كه موجبات امنيت و آسايش را فراهم و تكليف خود را عمل نموده او هم با عيالاتش محتاج و حقوقش مرتبا تأديه نشود . از اين مطالب عاليتر و بالاتر آنكه دربار معظم دولت هم حقوقش در عهدهء تعويق و خالى از نزاكت تأديه شود و شاغلين مسندهاى وزارت با لفظ مسئوليت به هيچ‌وجه دقت در اين مطالب ننمايند . بلكه چندى يك دفعه صحبت استقراض منحوس بفرمايند و از منابع عايدات دولت به چه ملاحظه كه ارباب هوش بهتر مىدانند صرف‌نظر نمايند . اى آقاى رئيس الوزرا ، اى هيئت محترم وزرا كه بار سنگين را به دوش گرفته‌ايد و حقيقتا ملت را مرهون و ممنون فرموده‌ايد . شما را به مقدسات عالم ، شما را به شرافت و ايمان و اسلام قسم مىدهم كه بيش از اين نگذاريد گرگهاى آدم صورت در اين مرتع امن ايران از هر گوشه بيايند و اين گوسفندان را طعمهء خود
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 476 | ايرج افشار