بههمين قرار تكثير مىشود تا اشخاصى كه دوازده مثقال بل چهارده مثقال هر فردى از افراد در هر شبانهروزى استعمال مىنمايند و ناگزير و ناچار از خريد و تحصيل اين سم قاتل مىباشند .
اين بنده بهطور تقليل دست پائين را گرفته حساب مىكنم كه ادارهء محترمه تحديد را مجال تنقيد و انكار باقى نماند . بر روى يكديگر هريك نفرى در شبانهروز يك مثقال ترياك را لازم بل واجب دارد و به اين تسليم باكمال وضوح معلوم مىكند كه در هر روز و شبى چهار كرور مثقال ترياك صرف مىشود .
در بدايت اجراى قانون تحديد مدتى ترياك را كه قيمت تجارتى مثقالى سيصد دينار بود مثقالى دو قران فروخته شد .
بعد از آنكه به اين ترتيب پيشرفت نكرد و جزعوفزع مبتلايان بلند شد مسئلهء باندرول و مزايدهء سنواتى اتخاذ شده
مدتى مدتى و سنهء قبل
و اين اوقات از اول سال الى كنون مثقالى سه عباسى ششصد دينار اخذ و دريافت مىنمايند .
جريمه از ترياك و شيره و سوخته ميزانش موقوف به انصاف و رحم و وجدان و مروّت اولياى اداره است . بنده و ديگران بلكه هر محاسب بصير و عالمى نمىتوانيم تشخيص بدهيم .
اين بنده موافق اين تعيين روزى چهار كرور مثقال و به جهت هر مثقال از اصل باندرول و جريمه و غيره حد وسط را اتخاذ نموده مثقالى ده شاهى به اسم ماليات تحديد محسوب مىدارم .
چهار كرور دهشاهى در هر روزى مىشود يكصد هزار تومان ، روزى يكصد هزار تومان ، در ماه مىشود شش كرور . ماهى شش كرور در سال مىشود هفتاد و دو كرور
اين مأخوذى به عقيدهء بنده و جماعتى از بىغرضين به اسم دولت عليّهء ايران اخذ و دريافت مىشود .
در بدايت امر كسانى كه اين ماليات غيرمستقيم را بر ملت فقير پريشان
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 475
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٧٥