كروه ، و هم دوكان بقال ، آرد و دانه و كاه به دست مىآيد و هم سايهء باغ
منزل هشتم - باربكاب « 1 » ، جائى ويران ، خطرهء دزد ، زيركوه فرش ، زمين سنگريزه ، بسيار آب چشمه جارى است - هجده كروه - فقط
منزل نهم - موضع تبخاك ، قوم تاجك ، جائى امن ، آب چشمه جارى است - سيزده كروه - فقط
منزل دهم - شهر كابل به همه صفت موصوف - پنج كروه - فقط
منزل يازدهم - قلعه قاضى ، قوم تاجك ، سمت غرب آب چشمه جارى است - شش كروه
منزل دوازدهم - موضع زيمنى ، قوم تاجك ، آب چشمه جارى است - يازده كروه . در اينجا متصل زيمنى يك كوه است كه از آن كوه ابرك برمىآيد .
منزل سيزدهم - سرچشمه ، قوم تاجك و هزاره ، آب چشمه جارى است - هشت كروه - فقط
منزل چهاردهم - گردن ديوار « 2 » ، قوم هزاره ، مذهب سنى ، آب چشمه جارى است - سيزده كروه
متصل گردن ديوار يك چشمه آب سرخ و غليظ جوش زده ، گرمگرم كمكم برمىآيد . بعد برآمدن آب رقيق سفيد شده مىنشيند و غلظيّت آن مىنشيند [ 2 ب ] و كفهايش مثل سنگ منجمد مىشوند . - فقط
منزل پانزدهم - موضع كالو ، سمت شمال قوم هزاره ، مذهب شيعه ، آب چشمه جارى است - شانزده كروه - فقط
منزل شانزدهم - بت باميان ، جائى حاكمنشين ، قوم هزاره و تاجك ، آب چشمه جارى است - سيزده كروه سخت
از كالو به سبب مسافت كوتل كلان ، از كوتل گذشته زير كوتل در آبادى قلعنو « 3 » بحيان « 4 » بيشتر منزل مىكنند - فقط
منزل هفدهم - قلعهء مشتقان ، سمت شمال قوم تاجك و هزاره ، آب چشمه جارى است - نوزده كروه - فقط
هامش
( 1 ) . پبط از روى قاموس جغرافيائى افغانستان .
( 2 ) . در قاموس جغرافيايى افغانستان : گردن ديوال .
( 3 ) . اصل : ظ - قلعهنو . . .
( 4 ) . حرف اول و سوم بىنقطه است .