تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩

اما آبى كه به مملكت بخارا مىآيد جميع مملكت را سيراب مىكند .

به غير آن رودخانه ديگر رودى نيست سواى دوجا : يكى چهارجو كه از آمويه آب برمىدارند و ديگرى بلخ است كه از هجده نهر از بند بربرمىآيد كه مشهور است جناب امير المؤمنين عليه السلام بند را بسته است .

اما سرچشمهء آن آب

كه به بخارا و توابع آن مىآيد رود زرافشان است كه طلا از او گرفته مىشود . سرچشمهء رود آمويه از ختا است كه رود زرافشان در بدخشان از آمويه جدا مىشود . اين رود زرافشان در بدخشان از قرار گفتهء جمعى در دهنهء كوهى مىگذرد كه آن كوه سنگش كلا لاجورد است . رگ طلائى درميان كوه به قدر طول كوه است [ 47 ب ] و عرض آن رگ طلا تخمينا ده ذرع است . شب‌وروز به مثل آفتاب مىدرخشد . كسى را دسترسى بر آن نيست ، نه از پائين نه از بالا . اين رود زرافشان از همان دامنهء كوه از رود آمويه سوا مىشود مىآيد به بالاى تاشكند كه پايتخت افراسياب باشد و داخل شهرهاى خوقند است . از تاشكند كوه به كوه مىآيد تا سدّ اسكندرى كه به آهن بسته شده و اين سدّ آب است در كوه شهر سبز . و از شهر سبز الى بخارا بيست و پنج فرسنگ است و حاكم شهر سبز را ولى النعمى مىنامند . اطاعت و تمكين امير بخارا نمىكند . چند دفعه امير بخارا جمعيت نموده بر سر شهر سبز رفته كارى از پيش نبرد . الحال با يكديگر مماشات مىنمايند . مجموع جمعيت و نوكر شهر سبز شش هزار كس مىباشند . ولى مردمان رشيد [ ند ] . نسبت به ساير تركستانى ندارند .

اما تفصيل گرفتن طلا از رود زرافشان

آب رود زرافشان از قريهء زنده‌نى مىباشد كه توابع بخارا است . در آنجا طلا از رودخانه مىگيرند . به اين طريق كه پوست گوسفند را در دم آب گذارده خورده طلا به آن جمع مىشود . در عرض سال يك هزار و پانصد مثقال [ 48 الف ] طلا بيشتر يا كمتر عايد مىشود .