زكات خطا كه از راه كاشغر و خوقند مىآيد و زكات ارگنج [ 46 ب ] و هرات و بلخ اينها همه هشت هزار طلا مىشود كه كلا شصت هزار طلا از همهجا عايد امير بخارا از بابت زكات مىشود .
جميع منافع و مداخل مملكت بخارا با توابع و مراع و مواش و ماليات و خالصه سيصد و ده هزار طلا است ، اختلاف ندارد .
اما ايلات بخارا كه در آنجا سكنى دارند
گاهى در مملكت بخارا و گاهى دشت در خطا [ و ] قبچاق مىنشينند . نام ايلات قرهقيوز است . مجموع آنها اوزبك محسوب مىشوند . در سالى جزئى مالياتى از بابت مراع و مواش به امير بخارا مىدهند . گاهى هيچ نمىدهند . اگر سفرى به جهت سركار امير اتفاق افتد و از آنها سوار بخواهد نمىدهند و بسيار صاحب دولت مىباشند . از قرار مشهور تخمينا يكصد هزار خانوار مىشوند .
اما حكام آنها كه به زبان بخارائى قرقان بيگى مىگويند يعنى قلعهبيگى
از ماليات املاك خالصه كه طنابانه باشد به نوكر مىدهند از ولايت خود . در سالى دو دفعه به پادشاه از طنابانهء نوكر كه به زبان بخارائى مواجب و جيره باشد دو بقچه يا سه بقچه خلعت عامه از براى پادشاه پيشكش كه « تارتوق » و « توقوز » مىگويند مىآورند .
باقى ماليات ملك خالصه آنچه بعد از طنابانهء نوكر و پيشكش بماند اگرچه پنج هزار طلا [ 47 الف ] هم باشد هرچه بماند آن حاكم در عوض طنابانهء خود برمىدارد . در آنجا قانون حساب كشيدن نيست . هرچه بخورد و هرچه ببرد احوال نمىگيرند .
اما نوكر الانالى كه « قرهنوكر » باشد
اگر اسب او مرده باشد به تصديق سركرده هنگام سفر چهار طلا اسب پولى مىدهند در ماهى . در سفر يك طلا پول مىدهند . سفر آنها هم از چهل روز زياده طول نمىكشد . سركرده را گاهى از طويلهء سركارى اسب مىدهند .