پنج دينار رسوم در وجه ايشان مقرّر بود و نه نفر محرّر بودند و هشتاد و هشت تومان مواجب ، و در اواخر شانزده نفر و صد و هشتاد و نه تومان مواجب داشتند .
فصل چهارم در ذكر محرّران سركار نظارت
سابقا يك نفر نويسندهء قديمى بوده نوزده تومان مواجب داشته و از اجارات از قرار تومانى يك دينار رسوم داشته و بعد از اين چندين نفر نويسنده به جهت سركار مزبور تعيين ( شد ) و هر صنفى از اصناف ملازمان ديوانى به يك نفر نويسنده مرجوع بود كه سررشته بر ملازمت و طلب و تنخواه ايشان نگاه مىداشتند و محاسبات مؤدّيان نيز به ايشان مىرسيد و به ملاحظهء اسناد با سررشتجات دفترى خود مقابله و موازنه و تصحيح ميزان نموده خط مىگذاشتند .
فصل پنجم در ذكر دفتردار
كه دفاتر ازمنهء سلاطين سابقه و دفاتر و سررشتهء امرا و غيره كه منصوب و معزول باشند به تحويل او مقرّر بوده ، اگر رجوعى به آنها مىشده او بايست به نظر نويسنده [ اى ] كه نسبت به او داشت برساند و بعد از رفع رجوع باز ضبط نمايد [ 5 الف ] و گاهى بعضى حقايقكه از آن دفاتر ظاهر مىشده ريشسفيدان از آن طلب و او جواب عرض مىنمود و مبلغ نه تومان مواجب و بيست و يك تومان و شش قران رسوم محلى بدين موجب :
بابت از اجارات : . . . « 1 »
بابت از همه سالهء امرا : . . . « 1 »
بابت از تيول امرا : . . . « 1 »
بابت از انعام امرا و جمعى كه ملازم نباشند و سيورغالات و مواجب و حقّ السّعى عمال و غيره .
هفت دينار و نيم
هامش
( 1 ) . ارقام سياقى ناخوانا .