امر شغل ديگر نداشت .
و مبلغ هفت تومان تبريزى مواجب در وجه او مقرّر بود .
دهم - در بيان شغل معرّف
شغل او اينكه فتحنامجات و غيره [ از ] از ارقام و احكامى كه در آن حكم ( عامى ) شده باشد و بايد كافهء ناس استماع نمايند ، خواندن در مجمع عام مختص مشار اليه بود .
و در كل مجالس و محافل بايد به فاتحهخوانى و دعاگويى پادشاه مشغول باشد .
و تعزيه و مصايبى كه به ارباب دول و مناصب و مشاهير رخ نمايد مىبايست مشار اليه در مجمع تعزيه حاضر شود ، و مردم را خبير و آگاه ، و هركس را كه وارد تعزيه گردد در آمرزش متوفى فاتحه ياد نمايد .
و خدمت مزبور به هركه مرجوع مىشد به موجب امثله و اخطبهء ديوان الصّدارة العليّة العالية ( ( بود ) و مبلغ هشت تومان هر ساله به صيغهء مقرّرى در وجه او مقرّر بود . )
مقالهء سيّم در بيان شغل جمعى كه بعضى از ايشان صاحبجمع بيوتات خاصّهء شريفهاند و بعضى نيستند . [ 77 ب ]
و اين مقاله مشتمل بر سه فصل است :
فصل اوّل آنانى كه صاحبجمعاند ، و ريشسفيد ايشان عاليجاه ناظر بيوتات است و مقرب الحضرت نيستند .
اوّل - ضرابباشى [ : صاحبجمع ضرابخانه ]
صاحبجمع ضرابخانه بايد كه متوجه باشد كه زر را بىعيب و علّت سكّه كنند ، و احدى از ضرّابيان خيانتى در سكّه ننمايند .
و هرجا كه قلابى سراغ كند صاحبنسق را مخبر كند . و هرگاه تقصير جزئى باشد خود تنبيه ، و الا به خدمت اقدس عرض نموده ، بدانچه مقرّر گردد عاليجاه ديوانبيگى به عمل آورد .