احضار و قطع و فصل كند .
و نيز معمول بوده كه اگر احدى در حبس داروغه يا عسس فوت شود ، اگر ( دوستاق ) پادشاهى باشد به عاليجاه ديوانبيگى اعلام ، و حسب التعليقهء ديوانبيگى غسّالباشى ملاحظه نموده ، اگر اثر ضربتى نداشته باشد نوشته از غسّالباشى گرفته مرخص مىشدند كه دفن نمايند . و چنانچه اثر ضرب داشته باشد ، اعم از آنكه ( دوستاق ) شاه يا غير آن بوده باشد عاليجاه ديوانبيگى به حقيقت مىرسيده بعد از ملاحظه و عرض غسّالباشى ، اگر بىجهت حسابى مقتول نموده بودند به خدمت اقدس عرض نموده بازخواست مىشد .
و ضابطهء كلّيه و فرق فيما بين ديوانبيگى و داروغه آن بود كه ( آنچه ) را داروغه دخل تواند نمود ديوانبيگى دخل مىتواند كرد ، و بعد از آنكه به ديوانبيگى رسيد داروغه را در آن دخلى نيست .
و احداث كه به اصطلاح او را « مير شب » خوانند جزو داروغه است . و او نيز با جمعى كه با خود دارد شبها در محلّات مىگرديد كه دزدى كه [ 59 ب ] در محلّات واقع شود در روز به عرض داروغگان رساند .
و در جائى كه دزدى واقع مىشد مالى كه مير شب به دست مىآورد بعد از برداشتن دو دانگ از مال كه موافق معمول متعلّق به او بود ، تتمهء مال را كه چهار دانگ بوده باشد مىبايست به اطلاع ديوانبيگى و داروغه و صاحب مال رساند . و اگر دزد را به دست نياورده باشد از عهدهء غرامت مال دزدى از عين المال خود بيرون آيد .
و در ازاء خدمت مزبور مبلغ سيصد تومان تبريزى به صيغهء مرسوم داروغگى از وجوه صادر مملكت در وجه مشار اليه مقرّر بود كه عايد او گردد ، و طريقهء بازيافت آن به اين نحو بود كه نويسنده [ اى ] از جانب وزير و نويسنده [ اى ] از جانب كلانتر در خانهء مشار اليه مىبود كه سررشته بر بازيافت وجوه جرايم نگاه مىداشت ، و در آخر سال برآورد نموده اگر معادل سيصد تومان شده بود فهو المطلوب ، و اگر منكسرى داشت وجه منكسر را عمّال اصفهان داخل طومار صادر مملكت آن سال نموده به داروغه از دفتر جزو اصفهان تنخواه مىدادند ، و اگر زايد بر وجه مزبور به عمل آمده بود به اسم او ابواب جمع و تنخواه ارباب حوالات ديوانى مىنمودند .
و درين ايّام چون وجوه صادر مملكت به مبلغ معين در دفتر جزو اصفهان در
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٧٠