باب سيّم در بيان شغل هريك از مقربان بساط كه لفظ مقرب الخاقان و عاليجاه مختص ايشان است .
و آن مشتمل بر سه مقاله :
مقالهء اوّل در ذكر شغل خواجهسرايان سياه و سفيد كه به سبب زيادتى تقرب و رتبه در رقم و غيره ايشان را « مقرب الخاقان » مىنوشتند و مجلسنشين ( نبودند ) .
و اين مشتمل است بر پنج فصل
فصل اوّل در بيان مقرب الخاقان ريشسفيد حرم است
در ازمنهء سابقهء صفويه خواجهسراى سفيد نبوده و از خواجهسرايان [ 32 ب ] سياه هركدام كه عاقل و بزرگتر و به خدمت پادشاه لايقتر بودهاند ايشان را ريشسفيد خواجههاى حرم مىنمودهاند . و امر و نهى كل خواجههاى سياه با ريشسفيد و سركردهء مزبور بوده .
عرايض و فصولى كه امراى در خانه يا امراى سرحدات و واليان و وزراء و مستوفيان و غيرهم نزد ايشيك آقاسىباشيان يا امراى در خانه مىفرستادهاند كه به خدمت اقدس رسانند اوّلا عرايض به دست ايشيك آقاسىباشى حرم محترم كه كشيكخانهء معينى دارد داده مىشد ، و ايشيك آقاسى حرم « 1 » به ريشسفيد خواجههاى « 2 » حرم مىداد . مشار اليه در اندرون حرم به نظر پادشاه رسانيده جواب بيرون مىآورده ، امرا را در كشيكخانه ايشيك آقاسىباشى طلبيده خود مىگفته كه پادشاه در جواب عريضه چه نحو مقرّر فرمود .
در زمان گيتىستان دو نفر بودهاند :
هامش
( 1 ) . اصل : + و
( 2 ) . اصل : خاجهاى