جليس پادشاهان بود ، و در ازمنهء سابقه در رقم منصب او « حكيم » نوشته مىشد . و در ( مجالس ) پائين دست جمعى از مقرّبان مىنشسته .
در زمان نوّاب طوبى آشيان لفظ « باشى » اضافه شد ، و بعد از آن ملقّب به لقب « مقرب الخاقان » گرديد ، و در زمان شاه سلطانحسين عاليجاه . و حسب الامر مقرّر شد كه در مجالس بعد از مستوفى الممالك بنشيند .
شغل او اينكه بايد هرروز صبح و عصر به درب دولتخانهء [ 31 الف ] مباركه حاضر شود ، و طبابت ذات اقدس وجود مقدس مختص او بود . و ترتيب ادويه و اشربه و ساختن معاجين و تركيب حبوبات و سفوفات و غيرهم مختص مشار اليه .
و همچنين ساير اطبا ، سواى حكم حرم برطبق عرض و تجويز مشار اليه مىبود .
و مواجب و همه ساله و تيول ايشان ( نيز ) برطبق تجويز او كه به رقم وزير ديوان اعلى مىرسيد از دفاتر مىگذشت .
و طبابت اهل حرم محترم عليّهء عاليه مختص حكيم حرم است ، و طبابت خواجهسرايان و غلامان خاصه و غيرهم با ساير اطباء است .
و عطارباشى سركار خاصهء شريفه از جمله توابين عاليجاه مشار اليه است .
و منع ( اطباء ) غير ملازم از شغل طبابت ، هرگاه بىوقوف باشند متعلق به اوست .
و اگر طبيبى به جهت بيگلر بيگيان و سلاطين مىخواستند بفرستند يا به اتفاق سپهسالار يا سردارى روانه نمايند به تعيين و تجويز مشار اليه روانه مىنمودند .
و به موجب نسخه كه اطبّاى مزبور به جهت خادمان حرم محترم عليّهء عاليه و خواجهسرايان و غلامان مىنوشتند و مهر مىنمودند دوا را عطّارباشى مىداد ، و غذا را صاحبجمعان بيوتات [ 31 ب ] به مناسبت ترتيب داده ، ناظر بيوتات به خرج آنها مجرى مىداشت .
و اطبّاء زمان شاه سلطانحسين سواى ميرزا رحيم حكيمباشى سابق كه مبلغ سيصد و چهل و يك تومان مواجب و همه ساله داشته ، موازى شصت و هشت نفر ملازم ديوان ، و يك هزار و هفتصد و نود و ( شش ) « 1 » تومان و شش هزار و شيصد « 2 » و شصت و شش
هامش
( 1 ) . اصل : + دينار .
( 2 ) . كذا در اصل .