الفايز على كل المطلوب و المقصود ، كمال الملة و الدنيا و الدّين خواجه محمود ، اعلى اللّه تعالى لواء جلاله وصان عن عين الكمال ايام كماله ،
شعر
كمال دين و دولت بحر افضال * كزو يابد نوازش هرهنرور « 1 »
درور « 2 » سم اسبش شد مجسم * وز آن موجود گشت اين « 3 » گوى اغبر
صبا چون سر خلقش با جهان گفت * دميد از خاك تيره بوى عنبر
ز خجلت ميرود چون ذره از جاى * چو بيند راى او خورشيد انور
و بىشايبهء تكلف و غايلهء تصلف اين وزير صائب تدبير و دستور روشنضمير بوفور « 4 » بصيرت و صفاى سريرت و كثرت فطانت و اشاعت عدالت از ساير اركان دولت و اعيان حضرت سمت امتياز و استثناء گرفته و ذات كاملة الصفاتش باصناف اعمال حميده و انواع افعال پسنديده و ارتكاب سنن سنيه و اجتناب از شيم دنيه صفت استكمال پذيرفته ، از شمايم « 5 » لطف عميمش دماغ جان ارباب جاه و جلال معطر و از نسايم خلق كريمش نهال آمال اصحاب علم و كمال سرسبز و بارآور ،
شعر
نسيم خلقت اگر بگذرد سوى بستان * بجاى ميوه همه جان برآورند اشجار
و گر ز نكهت خلق تو شمهاى يابد * فلك شود بخوشى همچو طبلهء عطار
طوايف افاضل كه فاقهزدگان خشكسال نوائباند از غمام انعام عامش مرفه و آسوده و شرايف اماثل كه ستمديدگان روزگار مصائباند از رواتب احسان فراوانش بر بستر استراحت غنوده ، امتياز اهل فضل
هامش
( 1 ) در اصل : مزور
( 2 ) درور بمعنى بسيار ريختن باشد
( 3 ) در اصل : اى
( 4 ) در اصل : بر وفور
( 5 ) در اصل : شمايل