تفويض فرموديم و دست او در حل و عقد ( * ) امور امارت « 1 » و بسط و قبض و رفع و خفض آن « 2 » قوى و مطلق گردانيديم تا بر وجهى كه از راى صايب و حدس « 3 » ثاقب او سزد برعايت رعايا و محافظت ساير برايا و دفع ظلم و عدوان و منع جور و طغيان و قلع و قمع ياغيان و متمردان و استيصال كلى ظلمه و متعديان مشغول گردد و بتفحص قضاياء كافهء انام قيام نموده « 4 » نگذارد كه از آمر « 5 » بر مامور « 6 » و از حاكم بر محكوم و از غالب بر مغلوب و از ظالم بر مظلوم حيف و تعدى و زور و زيادتى رود و احتبار احوال ( * ) مصلحان و « 7 » مفسدان كرده مصلحان را تقويت و رعايت « 8 » واجب داند و مفسدان را تعريك و توبيخ از لوازم شمرد و اگر شخصى از متعديان بر جريمهاى اقدام نمايد كه مستوجب ياسا گردد اگر شناختهء حضرت ما باشد ( * ) عرضه داشته بر موجب فرموده بتقديم رساند و اگر شناختهء حضرت ما نباشد « 9 » بر مقتضاى شريعت و معدلت و انصاف و قانون « 10 » ياساق « 11 » بقطع رساند و چون بدين مهم قيام نموده
هامش
( * 1 ) - ث : امور امارات ، ج : حذف شده .
( 2 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 3 ) ت : فكر .
( 4 ) ج : نمايد و .
( 5 ) ث : امرا .
( 6 ) ث : امور .
( * 7 ) پ : حذف شده .
( 8 ) ت : تربيت .
( * 9 ) پ : حذف شده .
( 10 ) - ت : فنون .
( 11 ) پ : ياسا .