بر ان موجب كى اصحاب ديوان بزرگ بر ولايات « 1 » ممالك مخصّص « 2 » گردانيده بروات « 3 » نوشته باشند و حوالات « 4 » كرده سال بسال با نوكران و معتمدان او جواب گويند و چيزى قاصر ( * ) و منكسر « 5 » نگردانند چون ما چنين فرموده باشيم مخالف چگونه ( * ) از سر خود نترسد و نميرد « 6 »
نوع دوم
امراء تومانات و هزارها و صدها و باسقاقان « 7 » و ملوك و حكام و سادات و قضاة ( * ) و نواب « 8 » و متصرفان و بتيكجيان و صدور و اكابر و اعيان و معارف ( * ) و ارباب « 9 » و مشاهير و عموم اهالى و جمهور « 10 » متوطنان ولايات « 11 » ممالك محروسه بدانند كى چون خفيات الطاف لايزالى حضرت ذى الجلالى بقدرت شامل و عظمت كامل خويش خافقات رايات سلطنت ما را در مشارق و مغارب بلاد و اقارب و اباعد عباد خفوق و التهاب داد و خواص و عوام انام احكام قضا مضا و فرمان قدر ( * ) تقدير را « 12 » امتثال و انقياد
هامش
( 1 ) - ب : ولايت ، پ : بولايت .
( 2 ) - آ ب ت : مخصوص .
( 3 ) ت : براوات .
( 4 ) - آ ت ج : حوالت .
( * 5 ) پ : حذف شده .
( * 6 ) پ : سزد .
( 7 ) ت :
؟ ؟ ؟ اش ؟ ؟ ؟ اق .
( * 8 ) پ : حذف شده .
( * 9 ) ج : حذف شده .
( 10 ) - آ ب : جمهور و ، ت : جمهور ساكنان و ، ج : حذف شده .
( 11 ) پ : ولايت .
( * 12 ) - آ ب ت : و تقدير را ، پ :
حذف شده