آورده محصولات و ارتفاعات را بر وجه معاش خود مستغرق گردانند حكام آنجا مىبايد كه بعد اليوم قطعا و اصلا بر انجا برات « 1 » ننويسند و حوالتى نكنند و محصل نفرستند و قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند و نام آن را از دفاتر ولايت « 2 » بيرون اندازند و اين عارفه را دربارهء مجاوران زاويه و جماعت قلندران و جوق ايشان معاف ابدى و مسلم سرمدى شناسند و بتقلب ادوار و تبدل قرون و اعصار ( * ) متقلب و مت ؟ ؟ ؟ دل ندانند و « 3 » پيرامون آنجا نگردند و به هيچ وجه از وجوه مطالبتى ننمايند و هر سال حكم مجدد نطلبند و مغير و مبدل را مستوجب « 4 » لعنت ايزدى و مستحق غضب الهى دانند
نوع دوم
درين وقت چون عرضه داشتند كه مولانا شيخ بزرگوار ( * ) يگانهء روزگار « 5 » قطب الوقت ( * ) جلال الملة و الدين « 6 » همدانى دامت بركته از علماى پرهيزكار ( * ) و مشايخ « 7 » ديندار تقوى كردارست و شرف علم نافع را با عمل صالح جمع گردانيده « * 8 » وصيت تقوى و تشرع را باوج آسمان رسانيده و مسكن و منزل خود را بدار العلم و العمل موسوم كرده « 9 » و شرايف « * 8 »
هامش
( 1 ) - آ : بروات .
( 2 ) ج : ولايات .
( * 3 ) ج : حذف شده .
( 4 ) پ : موجب .
( * 5 ) - آ ب ت : حذف شده .
( * 6 ) پ ج : تاج الملة و الدين ، ت : جلال الدين .
( * 7 ) - آ ت : حذف شده .
( * 8 - * 8 ) ت : از - و صيت - تا - شرايف - حذف شده .
( 9 ) ث : كردانيده .