او جواب گويند و چيزى قاصر و منكسر نگردانند و بىبرات و نشان او و فرزندان او يكدانك زر و يك من غله به هيچ آفريده ندهند و على مرور الايام و كرور الشهور و الاعوام ايشان را مالك و متصرف آن ديه يا حاكم و متصرف آن تمغا دانسته دست ايشان در جميع تصرفات نافذ و مطلق شناسند و ديگرى را در استيفاء منافع و فوايد آن با ايشان شريك و منازع ندانند « 1 » و تغيير و تبديل آن را به همه وجهى مخطور « 2 » ( * ) و ممنوع « 3 » شمرند و من سعى فى ابطاله فهو عند الله مأثوم « 4 » و عند الناس مذموم و ماؤيه جهنم و بئس المصير
نوع سوم ادرار « 5 » هم بمقاصه
اجراء صنايع و ادرار عوارف در حق شخصى كه علم نافع را ضميمهء عمل صالح گردانيده باشد و شرايف اوقات را باكتساب طاعات و عبادات مستغرق داشته و بارشاد مريدان « 6 » و افادت مستفيدان طلبا لما عند الله من حسن الثواب اشتغال نموده بر ذمت همت پادشاهان « 7 » دادگر و شهرياران فضلپرور افضل « 8 » متاجر و بضاعات و اجزل مكتسبات ( * ) و مقتنيات « 9 » است چه ترفيهء خاطر و تهيهء « 10 »
هامش
( 1 ) - ج : نشناسند ، در بالاى سطر با خط مغاير - ندانند - نوشته شده .
( 2 ) ب ج : محظور ، ت : محفوط .
( * 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) ت : ماثوم .
( 5 ) پ ج : در ادرار .
( 6 ) پ ج : مستعدان .
( 7 ) پ : بادشاه .
( 8 ) ث : حذف شده .
( * 9 ) پ : حذف شده ، ج : و قضيات .
( 10 ) - پ : تعبيه .