اموال كه شرعا اداء زكوات « 1 » برو واجب باشد در دادن اهمال نمايد يا بحمايت متغلبان رفته در تعويق اندازد مسموع ندارند و بر وجه حكم شرع استيفا نمايند و اگر باعلام اين جانب حاجت افتد اعلام كنند تا بوجه شريعت حكم كرده شود بدان سبب اين ( * ) مكتوب در قلم آمد « 2 » تا امرا و حكام و سادات و قضاة و نواب و متصرفان و بتيكجيان و صدور ( * ) و اكابر « 3 » و اعيان و معارف ( * ) و ارباب و مشاهير « 4 » و عموم اهالى و جمهور متوطنان ولايات اران « 5 » و « 6 » موغان از شهرها و ديهها و صحرانشينان و اوبها و غير آن موالى عظام سيدى « 7 » الايمه ( * ) امين الدين « 8 » و نور الدين را عامل زكوات آن ولايات « 9 » دانسته بر هركس كه اداء زكوات « 10 » شرعا واجب گردد بموجب حق و راستى با ايشان جواب گويند و چون اين « 11 » معنى معاملتيست با حضرت رب العالمين جل جلاله كه باحوال بندگان بصير و عليم است از منع و كتمان آن « 12 » باىّ وجه كان محترز و مجتنب باشند تا ( * ) فوايد و « 13 » منافع آن در دنيا و عقبى قرين روزگار ايشان گردد امرا و حكام و قضاة
هامش
( 1 ) - ب : زكات .
( * 2 ) ت : حكم نفاذ يافت .
( * 3 ) ت : حذف شده .
( * 4 ) - آ ت : و مشاهير و ارباب
( 5 ) پ : از ان .
( 6 ) پ : حذف شده .
( 7 ) پ ت : سيد .
( * 8 ) ت : حذف شده .
( 9 ) پ : ولايت .
( 10 ) - ت : زكات .
( 11 ) - ت : ان
( 12 ) - آ ب ت : حذف شده .
( * 13 ) - پ : حذف شده .