اهم و مصلحت اقدم قوى و مطلق دارند و مرسومى كه از نقد و غله بموجب شرط واقف بنام ساعور « 1 » در وقفيه مسطور باشد ماهبماه و سالبسال با معتمدان او جواب گويند و چيزى قاصر و منكسر نگردانند تا در وجه اخراجات خود صرف نموده بر تمشيت اين شغل خطير « 2 » مواظب و ملازم باشد و مثوبات آن بايام دولت روزافزون و اصل گردد ان شاء الله تعالى
فصل سيزدهم در تفويض كتابت دار القضا
چون مولانا ضياء الدين عبد الحى از فحول افاضل علما « 3 » و وجوه اكابر فقها بامانت و ديانت و راست قولى و درست قلمى مخصوص و مشهورست و مهارت او در كتابت ( * ) شروط و « 4 » حجج ديون « 5 » و مبايعات و صكوك « 6 » املاك و قبالات « 7 » معاملات به حد كمال رسيده و محل اعتماد اعاظم دين و دولت و اكابر ملك « 8 » و ملت شده درين وقت راه كتابت دار القضاء ممالك بحسن درايت و يمن ديانت او تفويض رفت و ابواب اشتراك و طرق « 9 » مداخلت بالكليه منسد و مسدود گشت تا او در وقت كتابت بغور قضاياء عامهء « 10 » برايا رسيده بر وجهى كه مقتضاى علم وافر
هامش
( 1 ) - پ : شاعور ، ت : ساغور .
( 2 ) ت : حذف شده .
( 3 ) پ : حذف شده .
( * 4 ) ت : حذف شده ، ج - و - حذف شده .
( 5 ) پ : دي ؟ ؟ ؟ ى .
( 6 ) - آ : صلوك .
( 7 ) ت : و - افزوده .
( 8 ) ت : حذف شده .
( 9 ) پ : طرقي .
( 10 ) ث : كافه .