چه ملك وقتى مضبوط ماند « 1 » كه كار شريعت منتظم و متّسق « 2 » باشد و كار ديوان آنگاه متمشى « 3 » گردد كه جريان امور دار القضا بر ترتيب « 4 » و تعظيم و توقير و تكريم بود چه اين هر دو اگرچه « 5 » در صورت متغايرند « 6 » اما در حقيقت « 7 » متوافقاند و از يك اصل منبعث « 8 » شده و از يك منبت « 9 » رسته و نصّ الدين و الملك توامان مصدق و موكد آن گشته و اعظم مهمات دينى منصب قضاست كه احتياج كافه خلايق و عامهء انام « 10 » بمنافع آن در غايت وضوح است و رفع منازعات و دفع مخاصمات از ميان مردم بر وجهى كه غالب و مغلوب راضى و خشنود باشند « 11 » جز به احكام قاطعهء شرعى نيست « 12 » و آثار اعجاز تا حديست كه مخالفان دين از يهود و نصارى و عبدهء اصنام در فصل قضايا اعتماد بر قول و قلم قضاة اسلام دارند و اموال و املاك خويش بسجلات و صكوك و وثايق ايشان موكد و مستحكم مىگردانند و چون دار « 13 » العلاء سيواس « 14 » خلاصهء ممالك روم و محصول فذلك آن ديارست تدبير كار قضاء « 15 » آنجا اهم مهمات انام و اعظم امور اسلام است و واجب چنانك
هامش
( 1 ) - ت : كردد .
( 2 ) ت : منتسق .
( 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) پ : تربيت .
( 5 ) - آ ت : حذف شده .
( 6 ) ت : برند .
( 7 ) ت : صفت .
( 8 ) ت : منسع ؟ ؟ ؟ .
( 9 ) ت : مثبت .
( 10 ) - ت : برايا .
( 11 ) - پ ت ج : باشد .
( 12 ) - ت : حذف شده .
( 13 ) - پ : حذف شده .
( 14 ) - پ : كه - افزوده .
( 15 ) - ث : قضاياي .