مقامى كه او تعيين كرده باشد جدا نشوند و در دفع خصمان و معاندان با يكديگر موافق و متفق و متعاون « 1 » ( * ) و متعاضد « 2 » بوده به هيچ حال انفراد نجويند و باستقلال و استبداد متمسك نشوند « 3 » اصحاب ديوان بزرگ مرسوم ياساولى بموجبى كه دفاتر ديوان بر كميت آن مشتمل باشد « 4 » سال بسال با او جواب گويند و از تقصير و تنقيص محترز و مجتنب باشند و كتب فى
نوع سوم
چون بوراجار « 5 » ياساول « 6 » همواره در ميان كارهاى بزرگ بوده و توره « 7 » و قاعدهء ياساميشى در اردو « 8 » و عساكر منصوره ديده و دانسته و به هيچ حال از منهج ياسا و ياساق عدول نجسته و تجاوز ننموده و افعال و اقوال او بر قانون معدلت و راستى بوده و بدين « 9 » واسطه ملحوظ نظر سلاطين و امرا و وزرا گشته و بسيورغاميشى و نوازش اختصاص و انتساب يافته راه ياساولى « 10 » در اردوى « 11 » معظم و لشكر منصور به دو تفويض رفت تا در ان باب
هامش
( 1 ) - آ ب ت : معاون .
( * 2 ) - آ : حذف شده ، ب ت : و معاضد .
( 3 ) ت : شوند ، ث : شوند .
( 4 ) ت : است .
( 5 ) آ :
بوراچار ، ت : نوراچار .
( 6 ) ب : ياساوول .
( 7 ) ث : تور .
( 8 ) ب : اوردو .
( 9 ) ت : بدان .
( 10 ) ث : ياساوولي .
( 11 ) ب : اوردوي .