كه بديوان يارغو حاضر آيند رسمى كه معهودست « 1 » با او و نوكران او و كاتب يارغونامه جواب گويند تا در وجه مصالح خود صرف نموده بتمشيت اين « 2 » شغل اشتغال توانند « 3 » نمود « 4 »
نوع دوم
چون اقوام مغول را برحسب وضعى كه در قديم داشتهاند قانونى معين بوده كه قضايا را ميان دو شخص بر ان موجب بقطع ( * ) مىرسانيدهاند « 5 » و نمىگذاشته كه بر هيچ طرف حيف و تعدى و زور و زيادتى رود و « 6 » آن قانون را يارغونامه « 7 » نام نهاده و همچنانك اهل اسلام در اختلاف احكام ميان طوايف « 8 » انام « 9 » رجوع با شريعت شريفهء محمدى على شارعها افضل الصلوات و اكمل التحيات مىكنند رجوع اقوام مغول نيز در ( * ) قضايا با « 10 » يارغو « 11 » بوده و تا غايت بران و تيره استمرار و بران قانون استقرار مىنمايند و آن قاعده ايشان را « 12 » شرعى موكد و طريقى مسلوك است و جهت فصل احكام كى ميان امرا و طوايف مغولان اتفاق مىافتد رجوع با آن قانون كه « 13 » در استقامت طريق و رفع مخاصمت « 14 » و منازعت « 15 » معتقد فيه ايشان است از لوازم مىگردد بنابرين
هامش
( 1 ) پ : معهود .
( 2 ) - آ ب : ان .
( 3 ) - آ ب ت : تواند ، ث : بتوانند .
( 4 ) ب : بود .
( * 5 ) پ : رسانيده مىايد .
( 6 ) پ : بر
( 7 ) - آ ب پ ت ج : حذف شده .
( 8 ) ت : حذف شده .
( 9 ) ت : ايام .
( * 10 ) ت : قضا ، پ : قضايا .
( 11 ) پ : يارغوا .
( 12 ) ت : قاعدهء - افزوده .
( 13 ) پ : كند .
( 14 ) ت : مخاصمات .
( 15 ) ت : منازعات .