ايشان از جميع امراء زمان سرامدست « 1 » راه امارت يارغو « 2 » و تفحص قضاياء مغولان كه فطرت و نشأت « 3 » ايشان برآنست به دو تفويض كرده شد تا بر وجهى كى « 4 » در قوتاتغوبليك « 5 » جينكيز خانى ديده و خوانده و از اكابر يارغوچيان مشاهده كرده « 6 » بتفتيش « 7 » قضاياء مغول مشغول شده بيك سر مو از قاعدهء عدل و انصاف تجاوز نكند و قضايا را ميان خصمان بر موجب « 8 » حكم ياساق بقطع رساند و چون حقّيت « 9 » يكى از خصمان معلوم كند يارغو نامه به دو دهد تا بتمسك نگاه داشته اگر خصم نوبتى ديگر مزاحم شود او به حكم يارغونامه بجواب قيام نمايد « 10 » و دفع واجب داند بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ازين تاريخ « 11 » او را امير يارغوء اردوء معظم دانسته در انچ بدين وظيفه تعلق داشته باشد رجوع كلى با او كنند و از سخن و صواب ديد او تجاوز ننمايند « 12 » جماعت امراء مغول قضيهاى را « 13 » كه او « 14 » بر قانون ( * ) ياسا و « 15 » ياساق جينكيز خانى پرسيده و بقطع رسانيده باشد « 16 » باسر « 17 » نگيرند و ديگر باره بتفحص آن مشغول نشوند متخاصمان
هامش
( 1 ) ج : سرآمده است .
( 2 ) ج : يارغوسى .
( 3 ) ب : بشارت .
( 4 ) ت : حذف شده
( 5 ) - آ : ؟ ؟ ؟ اتغوبليك ، پ قوانعو ؟ ؟ ؟ لك ، ث : قوتاتعو ؟ ؟ ؟ ك .
( 6 ) ت : حذف شده .
( 7 ) ت :
و تفتيش .
( 8 ) ت : حذف شده .
( 9 ) ث : حقيقت .
( 10 ) - آ : حذف شده .
( 11 ) ث : باز - افزوده .
( 12 ) پ : ننمايد .
( 13 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 14 ) ت : حذف شده
( * 15 ) پ ج : حذف شده .
( 16 ) ت : حذف شده .
( 17 ) ت : باز .