قوى و مطلق دانسته مبلغ كذا دينارا كه از مال و متوجهات آنجا بر سبيل مرسوم بنام او از ديوان بزرگ مقرر شده و در متن موامره مسطور و بروات بذكر آن ناطق با معتمدان او جواب گويند و چيزى قاصر نگردانند تا در وجه اخراجات خود « 1 » و نوكران به مصرف رسانيده بتمشيت اين شغل خطير مشغول گردد « 2 »
( * ) فصل سوم در تفويض امارت تومان و « 4 » و هزاره و صده « 5 »
نوع اول « 3 »
چون فلان بكمال حزم و اصابت عزم و راى سديد و فكر حميد و وفور معدلت و شمول نصفت بر ساير امرا راجح و فايق است و امارت فلان تومان از قديم باز « 6 » وظيفه تقلد پدران و آقايان او بوده و ايشان شرايط و لوازم آن را « 7 » مرعى داشته « 8 » و امراء صده و لشكريان و اهالى ولايت از حسن معاش ايشان راضى و شاكر بوده آن منصب كه هم از راه ارث و هم از طريق استحقاق شايسته تصدى و اهتمام اوست به دو تفويض رفت تا بر وجهى « 9 » كه جبلت
هامش
( 1 ) - ب : شود .
( 2 ) - آ - و السلم : افزوده ، ت - بمنه وجوده :
افزوده ، ث - برين جمله روند اعتماد نمايند كتب فى : افزوده ، ج - كتب فى : افزوده .
( * 3 ) ب : از - فصل - تا - اول - حذف شده .
( 4 ) پ : حذف شده .
( 5 ) ت - و دهه - افزوده .
( 6 ) پ ت : حذف شده .
( 7 ) ج : حذف شده .
( 8 ) ج : دانسته .
( 9 ) ج : موجى .