امراء « 1 » صده و لشكريان نهاده « 2 » بدفع مخالفان مشغول گردد و مساعى جميله بتقديم رساند امرا و لشكريان كه در ان ( * ) حدود و « 3 » حوالى باشند بهر وقت كه جهت مصالح كلى ولايت و دفع اذيت از « 4 » رعيت بطلب ايشان فرستند بىتوقف به ترتيب تمام برنشينند و بملازمت و مساعدت قيام نمايند و مخالفت نورزند چه « 5 » اگر بسبب تقصير ايشان خللى عايد گردد در عهدهء ايشان خواهد بود تا حقيقت دانند ( * ) از جوانب برين جمله روند و اعتماد نمايند و كتب فى « 6 »
نوع دوم
سادات و قضاة ( * ) و حكام « 7 » فلان ولايت بدانند كچون امير محمد « 8 » بوفور عدالت و نصفت و شمول شجاعت و جلادت و كاردانى و كفايت موصوفست و همواره متقلد كارهاى بزرگ بوده و مساعى جميله در تقلد آن بتقديم رسانيده راه امارت اولكاء آنجا به دو تفويض فرموديم تا بر وجهى كى از حسن ( * ) كفايت و درايت « 9 » او
هامش
( 1 ) - ب : امرا و .
( 2 ) پ : حذف شده .
( * 3 ) ث : حذف شده .
( 4 ) ج : حذف شده .
( 5 ) ج : و .
( * 6 ) - آ : برين جملة روند و اعتماد نمايند ؟ ؟ ؟ ، ب پ : برين جملت روند و اعتماد نمايند ( پ : فى - افزوده ) ج : برين جمله روند و اعتماد نمايند و كتب فى .
( * 7 ) - آ :
حذف شده .
( 8 ) - ث : احمد .
( * 9 ) پ : درايت و كفايت .