آن آثار پادشاه « 1 » نيكنامى يافته و جهانيان بعوايد « 2 » فوايد مخصوص شدهاند و ارباب « 3 » استحقاق بحقوق خود رسيده برحسب صوابديد حضرت شهريارى خزانهء جهت « 4 » واجبات مستحقان تعيين رفت « 5 » و ارباب ادرارات و معايش را از اصحاب مرسومات و وظايف مفروز « 6 » گردانيده « 7 » شد و خازن و ناظر و مشرف تعيين « 8 » كرده آمد و مقرر گشت كى ( * ) اموال آن تمغا « 9 » را « * 10 » كه در ان « 11 » وجه مستغرق « 12 » باشد « * 10 » نوكران ايشان « 13 » به تحصيل رسانند و در خزانه محفوظ باشد و بهرسه ماه قسطى مقرر « 14 » بمستحقان جواب گويند چنانك واجب هركس در يكسال ( * ) به تمام و كمال « 15 » به چهار قسط به دو رسد و مكفى المونة بوظيفهء « 16 » خود قيام نمايند « 17 » و ثوابى كى ازين « 18 » تدبير مستفاد باشد بحقيقت با آن حضرت سمت اشتراك يابد « 19 » چه فاعل ( * ) اين خير « 20 »
هامش
( 1 ) - پ ت : بادشاهى
( 2 ) - ب : و - افزوده شده
( 3 ) - ب : در حاشيه نوشته شده
( 4 ) - ت : در حاشيه نوشته شده
( 5 ) - ت : حذف شده
( 6 ) - ت : حذف شده
( 7 ) - پ ث : كرده
( 8 ) - پ ث : معيّن
( * 9 ) - پ : اموال تمغاوات
( * 10 ) - ( * 10 ) - پ : حذف شده
( 11 ) - ث : بدان
( 12 ) - ت : حذف شده
( 13 ) - ت : او
( 14 ) - ث : حذف شده
( * 15 ) - پ ث : حذف شده ، ت : به تمام و كمال و
( 16 ) - ت : بوظايف
( 17 ) - ب پ ث : نمايد
( 18 ) - پ : از ان
( 19 ) - ت : دارد
( * 20 ) - آ : ان خير ، ت : حذف شده