ناگاه زنى پيش آمد و به حضرت رسالت « 1 » نزديك رفت مصطفى ( * ) عليه السلم « 2 » رداء شريف را از دوش مبارك ( * ) برگرفت « 3 » و جهت آن زن بگسترانيد تا بر ان نشست من گفتم اين عورت كيست كى « 4 » بدين « 5 » كرامت مخصوص و مشرف شد گفتند « 6 » حليمه است مادر رضاعى مصطفى صلى الله عليه و سلم يعنى دايهء او « 7 » چون حضرت رسالت صلوات الله « 8 » على مشرفها در رعايت اظيار « 9 » و ( * ) تعظيم و تكريم « 10 » ايشان تا اين غايت مبالغت فرموده است « 11 » متابعت آن « 12 » بر امت از جملهء فرايض و واجبات باشد « 13 » و اما رعايت جانب دوستان و ملازمان ابوين طاب ثراهما امرى واجب و قضيهء متحتم است چه ابو اسيد « 14 » ساعدى روايت مىكند كه در حضرت مصطفى صلى الله عليه و سلم بوديم ( * ) كه مردى « 15 » از بنى سلمه بيامد و گفت يا رسول الله هل بقى علىّ « 16 » من برّ « 17 » ابوىّ « 18 » شيئ
هامش
( 1 ) - ت : عليه السلام - افزوده شده ، ث : صلوات الله عليه مشرفها - افزوده شده
( * 2 ) - ب : عليه السلام ، ت : صلى الله عليه و سلم
( * 3 ) - آ : حذف شده
( 4 ) - آ : حذف شده
( 5 ) - ت : برين
( 6 ) - ت : كفت
( 7 ) - ت : و
( 8 ) - ت : حذف شده
( 9 ) - آ ت : اظار ، ث : و آطئار
( * 10 ) - ث : تكريم و تعظيم
( 11 ) - ت : حذف شده
( 12 ) - ت : اين
( 13 ) - ت : است
( 14 ) - آ : اسپد ، ب : سابد ، ت : اسبد
( * 15 ) - ت : كروهى
( 16 ) - ب ت ث : حذف شده
( 17 ) - آ : پرّ ، ب : بر ، ث : برّ
( 18 ) - ث : ا ؟ ؟ ؟ وىّ