نمود و هر ولايت را بواليى « 1 » و هر مهم را « * 2 » بكفايت « 3 » كافيى « 4 » تفويض كردن و به حمد الله ( * ) و منه « 5 » ان غرض « 6 » بر وجه « 7 » مطلوب بحصول « 8 » پيوست و هر مهم « 9 » را كه « * 2 » حضرت شريفهء سلطانى زيدت سلطنته باهتمام آن اشارت مىفرمايد چون معلوم مى « 10 » گردد « 11 » كه ان كليات « 12 » را « 13 » منابع « 14 » اخلاص و خيرخواهى استنباط مىيابند « 15 » و « 16 » بر ساير مهام تقديم مىافتد و در عواقب محقق مىشود كه خير و مصلحت كلى مملكت در انست كه ايشان فرمودهاند و « 17 » هرآينه در آزاء آن نوع ارشاد « 18 » وظيفه اثنا و احماد ترتب مىيابد « 19 » و امّا قضيهء تعيين منهيان و جاسوسان « 20 » و خبرداران حون به حمد الله و منه با جميع ملوك اطراف و سلاطين اكناف ( * ) قواعد اتفاق و اتيلاف « 21 » استحكامى هرچه تمامتر يافته بتعيين « 22 » ان
هامش
( 1 ) - پ ت : بوالى
( * 2 ) - ( * 2 ) - ب : از - بكفايت - تا - را كه - در حاشيه نوشته شده
( 3 ) - ب : به كف كفايت
( 4 ) - ب پ ت ث ج : كافى
( * 5 ) - ث : حذف شده
( 6 ) - ب ج : غرص ، پ ت : عرض
( 7 ) - پ : و مه
( 8 ) - آ : محصول
( 9 ) - ج : مهمى
( 10 ) - ج : حذف شده
( 11 ) - ت : شود
( 12 ) - ب پ ث ج : كلمات
( 13 ) - پ ج : از
( 14 ) - ب : منايع ، ت : منافع
( 15 ) - پ : يابد
( 16 ) - ب پ ج : حذف شده
( 17 ) - آ : حذف شده
( 18 ) - آ : از - افزوده شده
( 19 ) - ث : بايد
( 20 ) - ب : چاوشان
( 21 ) - ج : حذف شده
( 22 ) - ب : تعيين